خانه
2.97M

شعر و شیدایی

  • ۱۶:۳۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    مرا عهدیست با شادی که شادی آن من باشد
    مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد

    به خط خویشتن فرمان به دستم داد آن سلطان
    که تا تختست و تا بختست او سلطان من باشد

    اگر هشیار اگر مستم نگیرد غیر او دستم
    وگر من دست خود خستم همو درمان من باشد

    چه زهره دارد اندیشه که گرد شهر من گردد
    کی قصد ملک من دارد چو او خاقان من باشد

    نبیند روی من زردی به اقبال لب لعلش
    بمیرد پیش من رستم چو از دستان من باشد

    بدرم زهره زهره خراشم ماه را چهره
    برم از آسمان مهره چو او کیوان من باشد

    بدرم جبه مه را بریزم ساغر شه را
    وگر خواهند تاوانم همو تاوان من باشد

    چراغ چرخ گردونم چو اجری خوار خورشیدم
    امیر گوی و چوگانم چو دل میدان من باشد

    منم مصر و شکرخانه چو یوسف در برم گیرم
    چه جویم ملک کنعان را چو او کنعان من باشد

    زهی حاضر زهی ناظر زهی حافظ زهی ناصر
    زهی الزام هر منکر چو او برهان من باشد

    یکی جانیست در عالم که ننگش آید از صورت
    بپوشد صورت انسان ولی انسان من باشد

    سر ما هست و من مجنون مجنبانید زنجیرم
    مرا هر دم سر مه شد چو مه بر خوان من باشد

    سخن بخش زبان من چو باشد شمس تبریزی
    تو خامش تا زبان‌ها خود چو دل جنبان من باشد

    مولانا
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان