۱۳:۰۲ ۱۳۹۴/۱۰/۲۶
راهی به خدا دارد خلوتگه تنهایی
آنجا که روی از خود ، آنجا که به خود آیی...
هر جا که سری بردم در پرده تو را دیدم
تو پرده نشینی و من گمشده هر جایی...
بیدار تو تا بودم رویای تو می دیدم
بیدار کن از خوابم ای شاهد رویایی...
از چشم تو می خیزد هنگامه ی سر مستی
وز زلف تو می زاید انگیزه ی شیدایی...
هر نقش نگارینت چون منظره ی خورشید
مجموعه ی لطف است و منظومه ی زیبایی...
چشمی که تماشاگر در حُسن تو باشد نیست
در عشق نمی گنجد این حُسن تماشایی...
استاد شهریار