۰۹:۴۹ ۱۳۹۴/۱۰/۲۷
💫💫💫💫💫 یک نفر نی میزند در معبد تنهایی ام
یک نفر گم میشود در خنده شیدایی ام
روی موهایم هزارن یاس آبی رسته است
بعد ازین من هستم و افسانه ی رسوایی ام
چشمهای خیس شب در هی هی چوپان دل
میزند آنگ اندوه من و تنهایی ام
این شب آخر که یلدا را سیه رو کرده است
خواب را پس میزند در نغمه لالایی ام
کاش فردا معنی امروز کشتن را نداشت
اهل امروزم ، ولی دیوانه ی فردایی ام
آه نغمه و این رقص بی روایی ام
باز از امروز تا فردا جنوبی دیگر است
نغمه های گم چوپان میکند لیلایی ام✨✨✨✨✨✨