خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۱:۲۲   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    آیا چه دیدی آن شب در قتلگاه یاران؟
    چشم درشت خونین،ای ماه سوگواران!
    از خاک بر جبینت خورشیدها شَتک زد
    آندم که داد ظلمت فرمان تیر باران
    رعنا و ایستاده،جان ها به کف نهاده،
    رفتند و مانده بر جا ما خیل شرمساران
    ای یار،ای نگارین!پا تا سر تو خونین!
    ای خوش ترین طلیعه از صبح شب شماران!
    داغ تو ماندگار است،چندانکه یادگار است،
    از خون هزار لاله بر بیرق بهاران
    یادت اگرچه خاموش،کی می شود فراموش؟
    نامت کتیبه ای شد بر سنگ روزگاران

    هر عاشقی که جان داد،در باغ سروی افتاد،
    برخاک و سرخ تر شد خوناب جوی باران
    سهلش مگیر چونین،این سیب های خونین
    هر یک سری بریده است بر دار شاخساران
    باران فرو نشسته است اما هنوز در باغ
    خون چکه چکه ریزد ازپنچه ی چناران

    باران خون و خنجر،گفتی و شد مکرر
    شاعر خموش دیگر! (باران مگو،بباران!)
    #منزوي
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان