۱۲:۰۲ ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
دارا همیشه صفر و سارا همیشه بیست
باید به حال و روز تو، خندید یا گریست؟
شبگرد نیستی که بگویم برو بخواب
سرباز نیستی که بگویم بدو، بایست
در شعر من فرشتهی محضی ولی ببین
امروز آن چه از تو به جا مانده مانکنی ست
پشت هزار شیشهی در خود شکسته، وای!
آخر چگونه میشود این گونه بسته زیست
**
در باز میشود و تو لبخند میشوی
اما نگاه تو، نه! شبیه گذشته نیست
صبح مرا مچالهی خود کن ولی بدان
بی من غروب منتظر توست، فمنیست!