خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۵۹   ۱۳۹۴/۱۰/۲۹
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست

    ای رفته ز دل ، رفته ز بر ، رفته ز خاطر
    بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم

    بر من منگر ، زانکه به جز تلخی اندوه
    در خاطر از آن چشم سیاه تو ندارم

    ای رفته ز دل راست بگو ! بهر چه امشب
    با خاطره ها آمده ای باز به سویم ؟

    گر آمده ای از پی آن دلبر دلخواه
    من او نیم ، او مرده و من سایه اویم

    من او نیم ، آخر دل من سرد و سیاه است
    او در دل سودازده از عشق شرر داشت

    او در همه جا ، با همه کس ، در همه احوال
    سودای تو را ای بت بی مهر ! به سر داشت

    من او نیم ، این دیده من گنگ و خموش است
    در دیده او آن همه گفتار ، نهان بود

    وان عشق غم آلود در آن نرگس شبرنگ
    مرموزتر از تیرگی شامگهان بود

    من او نیم آری ، لب من این لب بی رنگ
    دیری ست که با خنده یی از عشق تو نشکفت

    اما به لب او همه دم خنده جان بخش
    مهتاب صفت بر گل شبنم زده میخفت

    بر من منگر ، تاب نگاه تو ندارم
    آن کس که تو میخواهیش از من به خدا مرد

    او در تن من بود و ندانم که به ناگاه
    چون دید و چه ها کرد و کجا رفت و چرا مرد

    من گور ویم ، گور ویم ، بر تن گرمش
    افسردگی و سردی کافور نهادم

    او مرده و در سینه من ، این دل بی مهر
    سنگی ست که من بر سر آن گور نهادم

    " سیمین بهبهانی " 
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان