۱۸:۲۵ ۱۳۹۴/۱۰/۳۰
مست لبهاى تو هستم که مرا لبريزى
به رگم تازه تر از صبح , غزل میریزی
تب لبهاى تو تند است , شبيه فلفل
فلفلى سرخ تر از تاب و تب پاييزى
هر کجا میروی انگار ندارى باکى
که از اين سلسلۂ درد نمیپرهیزی
مولوی میچکد از سطر غزلها تا تو
ماه شبهای پریشان شدۂ تبریزی
من زنم مثل پرى تو ملک درگاهى
که در اين خلقت يک دست, شگفت انگيزى
من شدم همدم تنهايى تو اما تو
ساکت و سردتر از قهوۂ روى ميزى
#پوران_محتشم