۲۳:۰۹ ۱۳۹۴/۱۱/۱
امشب کنار ما باش تا صبح خواب بگذار
گرماه هم به دَر زَد, زَد, بی جواب بگذار
بنشین و آتشی از طنازی ات به پا کن
چنگی به تار مو زَن, این دل خراب بگذار
مستم کن از نگاهِ آن چشم ِ می فروشت
یعنی کنار دستم, هردَم شراب بگذار
برباد می رود عمر, بی روی دوست, بنشین
بنیان این جهان را, جانا بر آب بگذار
اکنون که ماه رویت, گل کرده در شب من
گو, با دلم که شب را, با ماهتاب بگذار
باما نسیم دلخواه, امشب تو باش همراه
آن زلف پیچ در پیچ, در پیچ وتاب بگذار
در دشت تشنه کامی, مُردیم, جرعه ای کو
از آن زلال مهرت, دیگر سراب بگذار
امشب بگیر با ما, عکسی به یادگاری
فردا به یاد رویم, عکسم به قاب بگذار
ضیاء_مصباحی