خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۲۱:۲۱   ۱۳۹۴/۱۱/۳
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    خبرت هست که بی روی تو آرامم نیست

    طاقت بار فراق این همه ایامم نیست

    خالی از ذکر تو عضوی چه حکایت باشد

    سر مویی به غلط در همه اندامم نیست

    میل آن دانه خالم نظری بیش نبود

    چون بدیدم ره بیرون شدن از دامم نیست

    شب بر آنم که مگر روز نخواهد بودن

    بامدادت که نبینم طمع شامم نیست

    چشم از آن روز که برکردم و رویت دیدم

    به همین دیده سر دیدن اقوامم نیست

    نازنینا مکن آن جور که کافر نکند

    ور جهودی بکنم بهره در اسلامم نیست

    گو همه شهر به جنگم به درآیند و خلاف

    من که در خلوت خاصم خبر از عامم نیست

    نه به زرق آمده‌ام تا به ملامت بروم

    بندگی لازم اگر عزت و اکرامم نیست

    به خدا و به سراپای تو کز دوستیت

    خبر از دشمن و اندیشه ز دشنامم نیست

    دوستت دارم اگر لطف کنی ور نکنی

    به دو چشم تو که چشم از تو به انعامم نیست

    سعدیا نامتناسب حیوانی باشد

    هر که گوید که دلم هست و دلارامم نیست

    ( سعدی )
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان