خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۳:۱۳   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    یک غزل نذر تو کردم سرِ صبح
    تا که آرام شوم در برِ صبح

    دوش بی روی تو دشوار گذشت
    و تهی سینه ام از باورِ صبح

    چشم گریان ز غم تنهایی
    خیرگی کرد بسی بر درِ صبح

    من خمارِ شبِ هجرانِ توام
    پس شرابم بده از ساغرِ صبح

    چه کنم با غم بی مهریِ شب
    تا رِسَم بر درِ روشنگرِ صبح

    من به لطف تو بسی محتاجم
    ای که الطاف تو یاریگرِ صبح

    من و شب واله ی چشمان توایم
    که تویی ترجمه ی دیگرِ صبح
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان