۱۳:۴۱ ۱۳۹۴/۱۱/۵
از این که یار تو باشم عجیب می ترسم
به دردهام، تو باشی طبیب می ترسم
از این که دل ببری،عاشقم کنی اما
ز بوسه هات لبم بی نصیب می ترسم
اگرچه عشق تو دل را عجیب "آدم" کرد
ولی ز قصه ی " حوا و سیب " می ترسم
مرا نسوز که نفرین به دامنت گیرد
از آه آیه ی "امن یجیب " می ترسم
بجز تو هرکه ز هرجا رسید سنگم زد
از آسمان تو هم عن قریب می ترسم
دخیل مشهد موسی الرضام،گر بشود
حواله ات به "امام الغریب "می ترسم
#الهام_حق_مراد_خان