۲۲:۱۵ ۱۳۹۴/۱۱/۵
ای نازنین ،ای دلبرم،زیبای من ای سرورم
تا در کنارم دارمت من پادشاه کشورم
ماه شبستان را بگو رو جای دیگر جلوه کن
از مه فزونتر دیدمی این جلوه مه پیکرم
در خلوت همچون شبی جامی به نامت می زنم
حکم هر چه خواهی آن کنم آخر تویی تاج سرم
واعظ چو ماه بدید رنگ از جمالش پر کشید
گفتا که بر رونی چنین ولله گویم کافرم
ای نسترن حرفی بزن اکنون که دیدی یار من
گفتا زبانم قاصر است زیره به کرمان می برم
در باغ و بستان جهان من گل ندیدم این چنان
باد صباهم چون بدید گفتا برفت هوش از سرم.....