۲۲:۱۹ ۱۳۹۴/۱۱/۵
من و تو، نم نم ِباران و...نگو! وای خدا
چایی ِداغ، دو فنجان و...نگو! وای خدا
پشت ِیک پنجره و شُرشُر ِباران و کمی
عطر ِشب بوی پریشان و...نگو! وای خدا
جای دست تو که از شیشه زدوده ست بخار
و تماشای درختان و...نگو! وای خدا
قطره ها بر روی شیشه همگی رقص کنان
نرم و آهسته و غلتان و...نگو! وای خدا
لحظه ای خیس شدن، خاطره انگیز شدن
پا به پای تو و آبان و...نگو! وای خدا
هُرم ِآغوش ِتو و سردی ِباران، چه شود!
لب ِچون غنچه ی خندان و...نگو! وای خدا
هوس ِبوسه ای از کنج ِلب ِیخ زده ات
آتش ِحیله ی شیطان و...نگو! وای خدا
بوسه ای داغ به سنگینی ِاحساس گناه
لحظه ای بعد پشیمان و...نگو! وای خدا
بغض ِسنگین ِمن و گریه ی پنهانی ِتو
خیسی سطح ِخیابان و...نگو! وای خدا...