۱۹:۳۱ ۱۳۹۴/۱۱/۸
کاش میشد زندگی تکرار داشت....
لااقل تکرار را یکبار داشت....
ساعتم برعکس میچرخید و من....
بر تنم میشد گشاد این پیرهن....
آن دبستان, کودکی, سرمشق آب....
پای مادر هم برایم جای خواب....
خودبرون میکردم از دلواپسی....
دل نمیدادم به دست هرکسی....
هرکسی کم کرد ما را فاصله....
شد شریک دزد و یار غافله....
عمر هستی, خوب و بد بسیار نیست....
حیف هرگز قابل تکرار نیست !!!!