خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۵:۵۷   ۱۳۹۴/۱۱/۹
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بگذار ، كه بر شاخه اين صبح دلاويز
    بنشينم و از عشق سرودي بسرايم .
    آنگاه ، به صد شوق ، چو مرغان سبكبال ،
    پر گيرم ازين بام و به سوي تو بيايم

    خورشيد از آن دور ، از آن قله پر برق
    آغوش كند باز ، همه مهر ، همه ناز
    سيمرغ طلايي پرو بالي ست كه – چون من –
    از لانه برون آمده ، دارد سر پرواز

    پرواز به آنجا كه نشاط است و اميدست
    پرواز به آنجا كه سرود است و سرورست .
    آنجا كه ، سراپاي تو ، در روشني صبح
    روياي شرابي ست كه در جام بلور است .

    آنجا كه سحر ، گونه گلگون تو در خواب
    از بوسه خورشيد ، چو برگ گل ناز است ،
    آنجا كه من از روزن هر اختر شبگرد ،
    چشمم به تماشا و تمناي تو باز است !

    من نيز چو خورشيد ، دلم زنده به عشق است .
    راه دل خود را ، نتوانم كه نپويم
    هر صبح ، در آيينه جادويي خورشيد
    چون مي نگرم ، او همه من ، من همه اويم !

    او ، روشني و گرمي بازار وجود است .
    در سينه من نيز ، دلي گرم تر از اوست .
    او يك سرآسوده به بالين ننهادست
    من نيز به سر مي دوم اندر طلب دوست .

    ما هردو ، در اين صبح طربناك بهاري
    از خلوت و خاموشي شب ، پا به فراريم
    ما هر دو ، در آغوش پر از مهر طبيعت
    با ديده جان ، محو تماشاي بهاريم .

    ما ، آتش افتاده به نيزار ملاليم ،
    ما عاشق نوريم و سروريم و صفاييم ،
    بگذار كه – سرمست و غزل خوان – من و خورشيد :
    بالي بگشاييم و به سوي تو بياييم .

    
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان