۲۲:۲۶ ۱۳۹۴/۱۱/۹
ابر شدم ، صدا شدی
شاه شدم ، گدا شدی
شعر شدم ، قلم شدی
عشق شدم ، تو غم شدی
لیلای من دریای من
آسوده در رویای من
این لحظه در هوای تو
گمشده درصدای تو
من عاشقم ، مجنونِ تو
گمگشته در بارونِ تو
مجنونِ لیلی بی خبر
در کوچههایت در به در
مست و پریشون و خراب
هر آرزو ، نقش بر آب
شاید که روزی عاقبت
آروم بگیرد در دلت کنار
هر ستاره ای نشسته ابر پاره ای
من از تبار سادگی
بی خبر از دلدادگی...عاشقم
ماه شدم ، ابر شدی
*اشک شدم؛ صبر شدی
برف شدم ، آب شدی
قصه شدم ، خواب شدی
لیلای من دریای من
آسوده در رویای من
این لحظه در هوای تو