۱۸:۴۷ ۱۳۹۴/۱۱/۱۲
🌹🌿🌷🌿🌻🌿🌹
روزگاری عشق بود و ترسهای دلنشین
لزرش دستان و شرم و یک حیای دلنشین
روزگاری چون کبوتر پر زنان در جستجو
بهر دیدار نگاری در هوایی دلنشین
زورق احساس بود و موج دریای خیال
شب نخوابیدن به شوق روزهای دلنشین
رامش آواز بود و درد دلهای غریب
در سکوت خامه ی دل نامه های دلنشین
جامه های پر ز عطر و گونه های سرخ فام
یک گل و چندی کتاب و هدیه های دلنشین
مرکبی همچون نسیم و کوچه ای همچون بهار
دست در دست نگار و جاده های دلنشین
ای دریغ امروز رنگی نیست از آن روزگار
نیست دیگر پاکبازی ، با وفای دلنشین
چهره ها در هم شدست و باده های زر شکست
با کسی دیگر نمانده هم صدای دلنشین