خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۲۲:۰۰   ۱۳۹۴/۱۱/۱۲
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    قلم بدست گرفتم بنویسم که صدایی پرسید : از چه می نویسی ؟؟

    پاسخش را دادم : از تکرار که در حال نفوذ در بین روزهاست .

    گفت : مینویسی که چه شود ؟؟ که درد دلت تازه شود ؟؟!!

    گفتم کیستی ؟؟ آشنایی میدانم ... حست غریب نیست ، لمست میکنم ...

    گفت آری بیگانه نیستم ،هرازگاهی مهمانت میشوم و تو به سرعت قلم بدست

    میگری برای نوشتن... ؛ او حرف میزد و من بی اعتنا به حرفهایش مینوشتم

    هر لحظه صدایش دورتر میشد و دلم آرامتر میگرفت ...

    دیگر کاغذم سفید نبود ... صدایش را نمیشنیدم ... آرام بودم ...

    آری او غم بود که به واژه درامد و دل آرام گرفت ...
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان