خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۰۹:۵۰   ۱۳۹۴/۱۱/۱۳
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
    بی تو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم

    سردمهری بین که هر کس بر آتشم آبی نزد
    گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم

    سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
    لاله ام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم

    همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب
    سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم

    سوختم از آتش دل در میان موج اشک
    شوربهتی بین که در آغوش دریا سوختم

    شمع و گل هم هر کدام شعله ای در آتشند
    در میان پکبازان من نه تنها سوختم

    جان پاک من رهی خورشید عالمتاب بود
    رفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم

    #رهی_معیری 
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان