۲۳:۲۴ ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
لحظه ای ترکم نکن محبوب زیبا روی من
حرف هایی با تو دارم ای غزل آهوی من
ﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﺁﻫـﯽ ﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻡ ﮐﻪ ﺩﻭﺵ
ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ ﻫﺎﯼِ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻫﻮﯼ ﻣﻦ
لحظه ای گر با تو باشم بوی گل گیرد تنم
کی خیالت را فرستی در شبی پهلوی من
من که باشم تا بیایم لحظه ای در خاطرت
لطفها داری به من ای غنچه ی خوشبوی من
نوجوانی رفت و آثار کهنسالی بجاست
شکوه ها دارد ز عمرم رعشه ی زانوی من
دائما از عشق رویت روی دریا یک نفس
لحظه ها را می شکافد قایق و پاروی من
ای عسل با عشق و یکرنگی در آغوشم بیا
تا به دورت حلقه گردد هر دو تا بازوی من?