خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۲۳:۲۸   ۱۳۹۴/۱۱/۱۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    هله عاشقان بشارت که نماند این جدایی

    برسد وصال دولت بکند خدا خدایی

    ز کرم مزید آید دو هزار عید آید

    دو جهان مرید آید تو هنوز خود کجایی

    شکر وفا بکاری سر روح را بخاری

    ز زمانه عار داری به نهم فلک برآیی

    کرمت به خود کشاند به مراد دل رساند

    غم این و آن نماند بدهد صفا صفایی

    هله عاشقان صادق مروید جز موافق

    که سعادتی است سابق ز درون باوفایی

    به مقام خاک بودی سفر نهان نمودی

    چو به آدمی رسیدی هله تا به این نپایی

    تو مسافری روان کن سفری بر آسمان کن

    تو بجنب پاره پاره که خدا دهد رهایی

    بنگر به قطره خون که دلش لقب نهادی

    که بگشت گرد عالم نه ز راه پر و پایی

    نفسی روی به مغرب نفسی روی به مشرق

    نفسی به عرش و کرسی که ز نور اولیایی

    بنگر به نور دیده که زند بر آسمان‌ها

    به کسی که نور دادش بنمای آشنایی

    خمش از سخن گزاری تو مگر قدم نداری

    تو اگر بزرگواری چه اسیر تنگنایی



    حضرت مولانا
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان