۱۲:۰۶ ۱۳۹۴/۱۱/۱۵
شوخ طبع و نازنین و نازدانه ،بگذریم
بُرده این دل را به نحوی زیرَکانه ،بگذریم
چشم و ابرو ،بینی و خال و لب و سیمای یار
چیدمانی بی نظیر و ماهرانه ،بگذریم
مثل یک غواصِ ناشی میشوم من غرق در
چشمهایِ نیلگونِ بیکرانه ،بگذریم
کاش یک شب روسری را از سرش من وا کنم
در کنارش رویِ تخت و تویِ خانه ،بگذریم
آن ملوس و بانمک با ناز کردن آخرش
دلربایی کرد از من، کودکانه ،بگذریم
پر شرر با شعله هایِ آنچنانی میکِشد
آتش عشقش به قلب من زبانه ،بگذریم
بَه!چه زیبا میشود ترکیبِ انگشتان من
قفل باشد لایِ انگشتِ زنانه ،بگذریم
شعر من هرچند زیبا ،در تقابل ناقص است
چونکه او زیباترین شعر و ترانه ،بگذریم
آخر از داغِ نبودش تویِ تابوتی کنند
این دلم را سوی قبرستان روانه ،بگذریم
#یزدان_کاوسی