خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۲:۰۸   ۱۳۹۴/۱۱/۱۵
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من را به گناهی که " نگاه تو " درآن بود
    بردند سر دار و .....تو انگار نه انگار !

    اوج غم اين قصه در اين شعر همين جاست:
    من بی تو پریشان و تو انگار نه انگار

    دل تنگی و بی هم نفسی حال خرابی ست
    روی دلم آوار و....توانگار نه انگار

    دور از تو شده سنگ صبور من دل تنگ...
    یک گوشه ی دیوار و....توانگار نه انگار

    جان می کنم و محو تماشایی و هر روز...
    این حادثه تکرار و....تو انگار نه انگار

    با عشق تو میمانم و میمیرم اگر چه...
    من می شوم آزار و....تو انگار نه انگار..
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان