۱۸:۱۶ ۱۳۹۴/۱۱/۱۶
من در دلت جا میشوم هر چند حاشا میکنی
روزی مرا بر دار خود قطعا تماشا میکنی
خو کرده بودم با همین حجم کم تنگ بلور
اما برای غیر من دل را تو دریا میکنی
دیگر چه سود از ماندنم وقتی تو در هر گوشه ای
با آنکه من هستم ولی یک یار پیدا میکنی
آخر مگر غیر از خودت من چیز دیگر خواستم
که با دل آزرده ام اینگونه بد تا میکنی
دیگر تمام صبر من بی شک به واهی رفته است
تا کی برای وعده هات امروز و فردا میکنی؟
خواهد رسد روزی که تو بازنده میدان شوی
روزی که تو با هر نفس من را تمنا میکنی