۱۸:۱۷ ۱۳۹۴/۱۱/۱۶
ای کاش که این سوختهدل حوصله میکرد
از سوزِ جداییِ تو کمتر گله میکرد
رفتی و فروریختم؛ ای کاش کسی بود...
امدادرسانی پس از این زلزله میکرد!
یاد آر دو چشمی که چو گیسوی تو میدید
سلسال روان از خَمِ آن سلسله میکرد
افسوس ندانست دلت: زخم... دلم را
شمشیر نمیکرد که این فاصله میکرد
کشتیِ نگاهت همهجا رفت؛ چه میشد
گاهی سفری هم سوی این اسکله میکرد؟
بیهوده چه نالیم؟ که دل باید از آغاز
فکرِ گذر از سختی این مرحله میکرد... !
#مرتضی_عزیزی