خانه
2.99M

شعر و شیدایی

  • ۱۸:۲۷   ۱۳۹۴/۱۲/۹
    avatar
    کاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    چو بستی در بروی من به کوی صبر رو کردم
    چو درمانم نبخشیدی به درد خویش خو کردم

    چرا رو در تو آرم من که خود را گم کنم در تو
    به خود باز آمدم نقش تو در خود جستجو کردم

    خیالت ساده دل تر بود و با ما از تو یک رو تر
    من اینها هر دو با آئینه دل روبرو کردم

    فشردم باهمه مستی به دل سنگ صبوری را
    زحال گریه پنهان حکایت با سبو کردم

    فرود آ ای عزیز دل که من از نقش غیر تو
    سرای دیده با اشک ندامت شست و شو کردم

    صفائی بود دیشب با خیالت خلوت ما را
    ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم

    ازین پس شهریارا ما و از مردم رمیدنها
    که من پیوند خاطر با غزالی مشک مو کردم
  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان