خانه
2.98M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۲۲:۱۲   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﺣﺎﻝ ﻣـﻦ ﺑـﺪ ﻧـﻴﺴﺖ , ﻏﻢ ﻛـﻢ ﻣــﻴـﺨﻮﺭﻡ . . .
    ﻛـــــﻢ ﻛـﻪ ﻧـﻪ, ﻫــﺮ ﺭﻭﺯ ﻛـﻢ ﻛـــﻢ ﻣــﻴـﺨـﻮﺭﻡ . . !
    ﺁﺏ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫــﻢ , ﺳــــﺮﺍﺑــﻢ ﻣـﯽ ﺩﻫــﻨﺪ . . .
    ﻋــــﺸﻖ ﻣـــﯿـﻮﺭﺯﻡ , ﻋـــــﺬﺍﺑـﻢ ﻣــــﯿـﺪﻫـﻨﺪ . . !
    ﻣــﻦ ﻧــﻤـﯿﺪﺍﻧـﻢ ﮐــﺠﺎ ﺭﻓـــﺘـﻢ ﺑﻪ ﺧــﻮﺍﺑــــ . . .
    ﺍﺯ ﭼـــﻪ ﺑـــــــــﯿـﺪﺍﺭﻡ ﻧــــﮑــﺮﺩﯼ ﺁﻓــــــــﺘــﺎﺏ . . !
    ﭼـــﻨﺪ ﺭﻭﺯﯾـــﺴـﺖ ﺣـــﺎﻟﻢ ﺩﯾـــﺪﻧـﯽ ﺳـﺖ . . .
    ﺣـﺎﻝ ﻣــﻦ ﺍﺯ ﺍﯾـﻦ ﻭ ﺁﻥ ﭘـــــﺮﺳــﯿﺪﻧﯽ ﺳـﺖ . . !
    ﮔــــﺎﻩ ﺑـﺮ ﺭﻭﯼ ﺯﻣــــﯿـﻦ ﺯﻝ ﻣــــﯿــﺰﻧـــــــــﻢ . . .
    ﮔــــــﺎﻩ ﺑـﺮ ﺣــﺎﻓـﻈـ تفأل ﻣــــــــــﯿﺰﻧــــــــﻢ . . !
    ﺣــﺎﻓﻆ ﺩﯾــــــﻮﺍﻧـــﻪ ﻓـــﺎﻟـــــــﻢ ﺭﺍ ﮔـــــﺮﻓـﺖ . . .
    ﯾـــﮏ ﻏــــﺰﻝ ﺁﻣـــــﺪ ﮐﻪ ﺣــﺎﻟــــــﻢ ﺭﺍ ﮔـــــﺮﻓـﺖ . . !
    * ﻣــــــﺎ ﺯ ﯾــﺎﺭﺍﻥ ﭼـــﺸـﻢ ﯾـــــﺎﺭﯼ ﺩﺍﺷـﺘـﯿـــﻢ
    ﺧــﻮﺩ ﻏـــﻠﻂ ﺑـــــﻮﺩ ﺁﻧـــــﭽـﻪ ﻣــﯽ ﭘـــﻨـﺪﺍﺷﺘـﯿــــﻢ ..
  • ۲۲:۱۳   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گرچه چشمان تو جز در پي زيبايي نيست
    دل بکن! آينه اين قدر تماشايي نيست
    حاصل خيره در آينه شدن‌ها آيا
    دو برابر شدن غصه تنهايي نيست؟!
    بي‌سبب تا لب دريا مکشان قايق را
    قايقت را بشکن! روح تو دريايي نيست
    آه در آينه تنها کدرت خواهد کرد
    آه! ديگر دمت اي دوست مسيحايي نيست
    آنکه يک عمر به شوق تو در اين کوچه نشست
    حال وقتي به لب پنجره مي‌آيي نيست
    خواستم با غم عشقش بنويسم شعري
    گفت: هر خواستني عين توانايي نيست
    فاضل نظري
  • ۲۲:۱۳   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گمت کرده ام انگار...
    به صورت همه ی ادم ها
    نگاه میکنم
    خیره می شوم
    بلکه ردپایی ازتو
    پیدا کنم...!
    شایدکسی شبیه تولبخند بزند
    شایدکسی مثل تو اخم کند
    شایدکسی چشم های تو را در صورتش داشته باشد
    شایدکسی...
    شایدکسی...
    شایدکسی...
    گمت کرده ام انگار!!!...
  • ۲۲:۱۴   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    عشق یعنی در میان صد هزاران مثنوی ،

    بوی یک شه_بیت ناگه مست و مدهوشت کند.
  • ۲۲:۱۵   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ای نازنین ،ای دلبرم،زیبای من ای سرورم
    تا در کنارم دارمت من پادشاه کشورم

    ماه شبستان را بگو رو جای دیگر جلوه کن
    از مه فزونتر دیدمی این جلوه مه پیکرم

    در خلوت همچون شبی جامی به نامت می زنم
    حکم هر چه خواهی آن کنم آخر تویی تاج سرم

    واعظ چو ماه بدید رنگ از جمالش پر کشید
    گفتا که بر رونی چنین ولله گویم کافرم

    ای نسترن حرفی بزن اکنون که دیدی یار من
    گفتا زبانم قاصر است زیره به کرمان می برم

    در باغ و بستان جهان من گل ندیدم این چنان
    باد صباهم چون بدید گفتا برفت هوش از سرم.....
  • leftPublish
  • ۲۲:۱۵   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    عهد بستم سخن از عشق نگویم هرگز
    در کسی ، معنیِ این واژه نجویم هرگز

    همه رفتند در این راه و غزل ها گفتند
    منِ بی مایه ؛ چنین راه نپویم هرگز !

    خونِ دل خورد هر آن کس غزلِ عشق سرود
    من در این باب نگویم که نَمویم هرگز !

    قِرقِره کردنِ این واژه ثمر چیست مرا ؟
    کس نیامد زِ سرِ مِهر به سویم هرگز

    روحم آواره به سویی و دلم سوی دگر
    شبنمِ عشق نبارید به کویم هرگز !

    دِلخوشی از که بجویم ؟ که ندیدم از کس
    نگهِ گرم و پُر از عشق به رویم هرگز !

    می روم در پیِ باغِ دگر و عطرِ دگر
    گُلِ نشکفتهِ این باغ نبویم هرگز !

    این همه زار زدم ؛ حرفِ دل امّا این است :
    که من از خارِ غمش ؛ دست نشویَم هرگز !
  • ۲۲:۱۵   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    کوچه های قلب من خالی تر از شبهای توست
    واژه های شعر من غمگین تر از غمهای توست

    گرچه پنداری که تنها میروی تا مرز شب
    لیکن این چشمان خسته تا سحر همپای توست

    آنچه می آید به دل ،هرگز نیاید برزبان
    تا بگویم این دل ویران من ، شیدایی توست

    گرچه میگویند دنیاپر ز نیرنگ وریاست
    مهربانی رنگ زیبای دل دریای توست؟!

    خستگی... شاید گناهی از قدمهای من است
    پس رسیدن لایق دستان بی پروایی توست ؟!

    زندگی هم رسم خوبی بود ورفت از یاد من
    بازگردد این باده هم از ساغر صهبای توست
  • ۲۲:۱۶   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    فدای چشم قشنگت تمام بود و نبودم
    ﻣﻦ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﮐﻪ ﺳﺮﻭﺩﻡ ﺑﻔﮑﺮ ﭼﺸﻢ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻡ

    ﮐﺠﺎ ﺭﻭﻡ ﮐﻪ ﺑﮕﯿﺮﻡ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺍﺯ ﺗﻮ ﻧﺸﺎﻧﯽ
    ﻏﻤﺖ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﺠﺎﻧﻢ ، ﺗﺐ ﺍﺕ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﻭﺟﻮﺩﻡ

    ﺑﺨﻮﺍﻥ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﯼ ﻧﺮﻣﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺒﺎﺭﻡ
    ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺑﺒﺎﺭﻡ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻏﺰﻝ ﮐﻪ ﺳﺮﻭﺩﻡ

    ﺑﻪ ﺗﯿﺮ ﺑﺮﻕ ﻧﮕﺎﻫﺖ ، ﺑﻪ ﺑﻐﺾ ﺧﻨﺠﺮ ﺁﻫﺖ
    ﺑﮑﺶ ﺗﺮﺍﻧﻪ ﺑﻪ ﺗﺎﺭﻡ ، ﺑﺰﻥ ﺷﺮﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﭘﻮﺩﻡ

    ﺷﮑﺎﺭ ﻃﻌﻨﻪ ﯼ ﭼﺸﻤﺖ ، ﻫﻨﻮﺯ ﺯﺧﻢ ﺗﻮ ﺩﺍﺭﺩ
    ﻣﺼﻤﻢ ﮐﻪ ﺑﯿﺎﯾﯽ ﺑﻪ ﺻﺮﻑ ﭼﺸﻤﻪ ﯼ ﺭﻭﺩﻡ
  • ۲۲:۱۷   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من
    الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من

    خیال خود به شبگردی به زلفش دیدم و گفتم
    رقیب من چه می خواهی تو از جان حبیب من

    نهیبی می زدم با دل که زلفت را نلرزاند
    ندانستم که زلفت هم بلرزد با نهیب من

    خوشم من با تب عشقت طبیب آمد جوابش کن
    حبیبم چشم بیمار تو بس باشد طبیب من
  • ۲۲:۱۹   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هرکجا رفتم هزاران مست و شیدا داشتی
    بس که خوش نقش و نگاری در دلم جا داشتی

    تو سفارش ساختیّ و چشم ها دنبال تو
    لامروّت کاشکی یک المثنی داشتی

    #حسین_اظهری_ساجد
  • leftPublish
  • ۲۲:۱۹   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ما همانیم ، همانی که خودت میدانی

    دوهواییم دمی صاف و دمی بارانی


    پیش‌بینی شدن ِ حال من و تو سخت است

    دو هواییم ...ولی بیشترش توفانی


    دل من اهل کجا بوده که امروز شده‌ست

    با دل تنگ ِقلم‌های تو هم‌استانی ؟!


    آخرین مقصد تو شانه‌ی من بود ؛....نبود ؟

    گریه کن هرچه دلت خواست ، ولی پنهانی


    شاید این بار به شوق تو بتابد خورشید

    رو به این پنجره‌ی در شُرُف ویرانی


    باز باید بکشی عکس پریشان ِ مرا

    گوشه‌ی قاب ِهمان روسری ِ لبنانی


    آب با خود همه‌ی دهکده را خواهد برد

    اگر این رود ، زمانی بشود طغیانی ..
  • ۲۲:۱۹   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من و تو، نم نم ِباران و...نگو! وای خدا
    چایی ِداغ، دو فنجان و...نگو! وای خدا

    پشت ِیک پنجره و شُرشُر ِباران و کمی
    عطر ِشب بوی پریشان و...نگو! وای خدا

    جای دست تو که از شیشه زدوده ست بخار
    و تماشای درختان و...نگو! وای خدا

    قطره ها بر روی شیشه همگی رقص کنان
    نرم و آهسته و غلتان و...نگو! وای خدا

    لحظه ای خیس شدن، خاطره انگیز شدن
    پا به پای تو و آبان و...نگو! وای خدا

    هُرم ِآغوش ِتو و سردی ِباران، چه شود!
    لب ِچون غنچه ی خندان و...نگو! وای خدا

    هوس ِبوسه ای از کنج ِلب ِیخ زده ات
    آتش ِحیله ی شیطان و...نگو! وای خدا

    بوسه ای داغ به سنگینی ِاحساس گناه
    لحظه ای بعد پشیمان و...نگو! وای خدا

    بغض ِسنگین ِمن و گریه ی پنهانی ِتو
    خیسی سطح ِخیابان و...نگو! وای خدا...
  • ۲۲:۲۰   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هر کجا باشی ، در آنجا ، یار..! می نازم به تو
    بی شماران عاشقم . . . هر بار می نازم به تو

    دلربایی می کنی هر لحظه با خوب و بدت
    حرف من این است ای دلدار می نازم به تو

    قسمت شیرین من فرهاد چشمان تو شد
    شاکرم بر درگه دادار...می نازم به تو

    «مستم از رؤیای مِیگونت به هردم در خیال»
    مانده دل، آری، دراین افکـار، می‌نازم به تــو

    روزهایم در زلال چشم تو شب می شود
    من اگر خوابم ،اگر بیدار می نازم به تو

    شهریارم . . ! خانه ای آباد در قلبم بساز
    بر سرم هم گر شوی آوار می نازم به تو،،،
  • ۲۲:۲۰   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    لب به لب مهمانی ات را با سکوت آغاز کن
    از کنـــایه دست بــردار و فقـــط ایجــــاز کن

    دعـوتت را فــاش کـــن پیغمبـــر زیبــــای من
    وحی شو بر قلب من افشای هر چه راز کن

    عطر دستت سطح میز شام را پر کرده است
    شمــع را روشن بکن تکمیــل این اعجــاز کن

    کوک کردم ساز را در “دستگاه اصفهان”
    لهجـــه ات را وارد روح لطیــف ساز کن

    فرصت پروانگی مابین دستان من است
    در فضــای تنگ آغـــوشم بیــــا پرواز کن

    لامپ را خاموش کن حالا که شب آغاز شد
    چشــم هایت را ببند و دکمــه ها را بـاز کن
  • ۲۲:۲۱   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    امشب غزل بر موج دریا مینویسم
    دریای عشقم را همینجا مینویسم

    امشب بنام سادگیهای نگاهت
    من شعرهایم را چه زیبا مینویسم

    امشب جریمه های مشق عید خودرا
    تا صبح روی آب و بابا مینویسم

    امشب تو را دارم و تا پایان شعرم
    من های خود را جملگی ما مینویسم

    امشب خدا هم عاشق اشعار من شد
    از بسکه چشمانت فریبا مینویسم

    امشب تمام مهربانیها بپای
    چشمان شورانگیز «زیبا» مینویسم
  • ۲۲:۲۱   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دلم یک هوای بارانی میخواهد
    نه از آن هواهای دو نفره ای که دیگران میخواهند!
    که دست معشوقه شان را در دست بگیرند
    زیر باران قدم بزنند بدون چتر...!
    از آن هواهای گرفته ی دلگیر
    من باشم و خودم
    تنها
    زیر باران قدم بزنم
    همراه با آسمان ببارم
    هیچکس خرده نگیرد که مرد گریه نمیکند
  • ۲۲:۲۲   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    می خواهم برف ببارد

    تنهایی هایم را بپوشاند

    می خواهم سرم زیر برف بماند

    کبک .مترسک چه فرقی دارد

    گاهی آدم برفی بودن

    خوب است...




    #جواد_شیدا
  • ۲۲:۲۳   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    سر پیری نکند عاشق لیلا بشوم!
    لب دریا بروم غرق به دریا بشوم!

    بزنن طعنه به ریشم همه ی مردم شهر
    پیش مردم همگی یکسره رسوا بشوم

    نکند این دل دیوانه خرابم بکند!
    روز دوم بروم عاشق کبری بشوم

    نکند این دل ما باز جوانی بکند!
    بشود خام و پی عشق ثریا بشوم

    می روم تا که در آیینه تماشا بکنم
    سر و ریشم بزنم شانه و رعنا بشوم

    سرپیری ومن و معرکه گیری چه عجب
    با دل فتنه ی خود دست به دعوا بشوم

    عشق پاک است و مقدس به یکی بند شود
    آدمی هست هوس همدم (حوا) بشوم

    می دهم توبه دلم را که خطایی نکند
    کاهن معبد و یا شیخ مصلا بشوم
  • ۲۲:۲۳   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آنکه دائم نفسش حس تو را داشت ، منم !
    این چنین ، عشق تو در سینه نگه داشت ،منم

    آنکه در ناز فرو رفته و شاداب ، توئی . . .
    آنکه دل کاشت ، ولی دلهره برداشت ، منم !

    دگر آنکه ، نگشود دفتر احساس ، توئی . . .
    آنکه رویای تو را خاطره پنداشت منم !

    آنکه کافر، به دل مومن من ، بود توئی . . .
    آنکه هر شعر تو را معجزه انگاشت منم !

    آنکه بر سینه ی من ، خنجر غم کوفت ،توئی . . .
    او که قامت ، به قد تیر، بر افراشت ، منم !

    او که در باغ غزل ، گشت و خرامید ، توئی . . .
    او که یک بوته در این باغچه نگذاشت منم !

    او که عاقل شد و راه خردش جست ، توئی . . .
    آن که در مزرعه اش ، بذر جنون کاشت منم !...
  • ۲۲:۲۴   ۱۳۹۴/۱۱/۵
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هرچه مى خواهى بگو,دنيا همانت مى دهد
    حيف گاهى آرزوها را امانت مى دهد

    تا که خوابت مى رسد بر بوسه هنگام وصال
    زنگ ساعت صبح فردا را نشانت مى دهد

    عاشق هرکس شوى قبل از تو عاشق بوده است
    گاه بهتر از تورا بر عاشقانت مى دهد

    قد دنيا واژه دارى تا بگويى ,حيف حيف
    بعد مرگ واژه ها دنيا زبانت مى دهد

    سير بايد شد از اين دنيا که گاهى بى خرد
    لقمه هارا او فراتر از دهانت مى دهد

    سخت ميگيرد گلويت را محبتهاى زشت
    آب مى خواهى ولى بى رحم نانت مى دهد

    جان به لب مى آيد اما جان نميبخشد تورو
    روح از تن مى رود آنگاه جانت مى دهد..
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان