خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۲۱:۳۱   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بیقرارم من قرارم را کجا پیدا کنم
    شب نصیبم روزگارم را کجا پیدا کنم؟

    من که در این شهر حتی خود را گم کرده ام
    شمع بَزم شام تارم را کجا پیدا کنم؟

    زیر سقف آسمانی خالی از خورشیدو ماه
    مانده ام لیل و نهارم را کجا پیدا کنم؟

    فصل یخبندان ندارد قصد کوچ از خاطرم
    مُنجمد گشتم بهارم را کجا پیدا کنم؟

    کاروان درد نقد هستیم با خویش بُرد
    رفته بر بادم غبارم را کجا پیدا کنم؟

    بی پناهی پای در بند حصار حسرتم
    دوستان راه فرارم را کجا پیدا کنم؟

    آنکه با بشکستن جام دلم جاری نمود
    گریه ی بی اختیارم را کجـا پیدا کنــم؟!
  • ۲۱:۳۱   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    روی این دفتر نم خورده کاهی بنویس
    درد دل یا که گله ،هر چه که خواهی بنویس

    آمدم تا که به حرف دل تو گوش کنم
    حیف شد!باز تو بی پشت و پناهی ،بنویس

    ساکتی،بغض نکن ! سخت دلم می گیرد
    تو هم آواره ی این شهر سیاهی بنویس

    قدر یک ثانیه در چشم تو جا می مانم
    وقت تنگ است تو بی پشت و پناهی بنویس

    من خبر از دل دریای نگاهت دارم
    آب یک جرعه برای دل ماهی بنویس

    و رسیدی تو به خطی که شروع باید کرد
    باز با یاد خدا هر چه که خواهی بنویس
  • ۲۱:۳۳   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دلت که آرام نباشد..

    خنده ها و مسخره بازیهایت که هیچ،

    بیخیالیهایت هم دردی دوا نمیکنند..

    کافیست بهانه اش جور شود،

    بغض

    امان نمیدهد!
  • ۲۱:۳۴   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    اگر چه شمعی و از سوختن نپرهیزی
    نبینمت که غریبانه اشک میریزی

    هنوز غصه خود را به خنده پنهان کن
    بخند گرچه تو با خنده هم غم انگیزی

    درخت فصل خزان هم درخت می ماند
    تو پیش فصل بهاری نه اینکه پاییزی

    خزان کجا تو کجا تک درخت من باید
    که برگ ریخته بر شاخه ها بیاویزی
  • ۲۱:۳۶   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    این زمستان که بیاید

    به جای شال

    خونم را به تو هدیه می دهم

    بگذار همه بدانند

    خون من

    گردن چه کسی افتاده است
  • leftPublish
  • ۲۱:۳۷   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تا دل نشود عاشق
    ديوانه نمی گردد

    تا نگذرد از تن جان
    جانانه نمی گردد

    گريان نشود چشمی
    تا آنکه نسوزد دل

    بيهوده به گرد شمع
    پروانه نمی گردد ...
  • ۲۱:۳۹   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دلتنگی لجباز ترین حس دنیاست.
    هر چه برایش توضیح دهی, بیشتر پاهایش را به فرش دلت میکوبد.
    گریه میکند!
    بهانه میگیرد!
    نق میزند!
    خسته میشود !
    و خوابش میبرد!
    امان از لحظه ای که بیدار شود.
    داغ دلش تازه تر میشود
    بیچاره دلم!
  • ۲۱:۴۰   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    میگفٺند :سخٺے ها نمڪ زندگـے اسٺ !

    امّا
    چرا ڪسے نفهمید ؛

    “نمـڪ” برای من که خاطراٺم زخمے اسٺ ،
    شور نیسٺ

    مزه ے “درد” مے دهد !
  • ۲۱:۴۲   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    همین پیش پایت دلم تنگ شد

    نبودی برایت دلم تنگ شد

    نبودی سکوت وسکوت وسکوت ...

    برای صدایت دلم تنگ شد

    ورق میزدم عکسهای تورا

    به حال وهوایت دلم تنگ شد

    تو با جاده رفتی ورفتی ومن ...

    من اینجا بجایت دلم تنگ شد

    خدا حافظی کرده بودم قبول

    ولی پابه پایت دلم تنگ شد...
  • ۲۱:۴۲   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بگذار که چشمـان تو را وام بگیرم
    با دیدن دنیـای تو آرام بگیرم

    تر دستی لب های تو را دیدم و باید
    از شیوه ی خندیدنت الهام بگیرم

    در هر قدمم شوق رسیدن به تو جاری است
    می خواهم از این راه سـرانجام بگیرم

    من شاعر درباری ام و چشم تو کافی است
    تا خیره در آن باشم و انعـام بگیرم

    عمری است که در پیچ و خم زندگی ام کاش
    یک لحظه در آغوش تو آرام بگیرم
  • leftPublish
  • ۲۱:۴۳   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بیا و
    مسئله ها را
    ز راه دل حل کن

    که در تمام جهان این سخن مثل بشود :


    « اساس علم ریاضی به باد خواهد رفت

    اگر که
    مسئله ها عاشقانه حل بشود ! »
  • ۲۱:۴۶   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گفتند چندسال داری؟!!!!!!
    گفتــــــــم:

    روزهای غمناک زندگی ام را خط بزنی

    هنــــــــــــــــــــــــــــــــــــوز.....

    کودکم
  • ۲۱:۴۷   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    شده دلتنگ شوی،فاصله فرسنگ شود
    یادشیرین کسی تیشه ی هرسنگ شود

    شده بابغض ترک خورده سلامی بکنی

    اوجوابی ندهد،ثانیه ها هنگ شود

    شده شاعر بشوی،شعروغزل تب بکند

    قافیه،وزن وعروضش،همگی لنگ شود

    شده درساعت محکوم به دیواراتاق

    چشم درچشم،گِره،زل بزنی آمدنش زنگ شود...!
  • ۲۱:۵۴   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    رنجشی نیست ...

    آدم‌ ها همینند ...

    خوبند ولی‌ فراموش کار ...

    می‌ آیند ...

    میمانند ...

    می روند ...

    مثل مسافران کاروانسرا ...

    مثل ازدحام بی‌ انتهایِ یک خیابان ...

    کسی‌ برایِ بودن نیامده ...

    و نمی‌‌ آید ...
  • ۲۲:۰۰   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    من رشته ی محبت تو پاره میکنم

    شاید گره خورد، به تو نزدیکتر شوم

    #ذوقی_اردستانی
  • ۲۲:۰۱   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    وقتی از چشم تو افتادم نمیدانم چه شد

    پیش رویت آنچه را یک عمر نشکستم ، شکست

    #نجمه_زارع
  • ۲۲:۰۶   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ﻣﯽ ﺁﯾﯽ ...
    ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ ،
    ﻣﺤﻮ ﻣﯿﺸﻮﯼ ﺗﺎ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﺖ ﮐﻨﻢ !
    ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﻣﯽ ﺁﯾﯽ ...
    ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯿﮑﻨﯽ ﺧﺎﻃﺮﺍﺕ ﺭﺍ ،
    ﻣﺤﻮ ﻣﯿﺸﻮﯼ !
    ﺑﻪ ﺭﺍﺳﺘﯽ ﮐﻪ ﺳﺮﺍﺏ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎ ﺛﺒﺎﺕ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ !!!
  • ۲۲:۱۵   ۱۳۹۴/۹/۱۸
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    نازنیم بودی و نازت مرا دلگیر کرد

    کاش میشد درد دلهای مرا تصویر کرد

    هرچه کردم تا بدانی دوستت دارم نشد

    تلخی ناباوری هایت دلم را پیر کرد

    گرچه مال من نباشی تا ابد میخواهمت

    بی تو گفتم مرگ اما مرگ هم تٱخیر کرد
  • ۰۱:۲۸   ۱۳۹۴/۹/۱۹
    avatar
    رهام 💙دنیز💕
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|19961 |39378 پست
    از لفظ گذشتیم و... به معنا نرسیدیم
    آنروز که از تن به تمنا نرسیدیم

    هر جا که شب از ماه _ و ماه _از دل شب گفت:
    ما چشم شدیم و.. به تماشا نرسیدیم

    از عشق نوشتیم و..نوشتیم و.. نوشتیم
    یعنی که خدایا به مدارا نرسیدیم

    ما بنده ی زیبنده ی آنیم که حتی
    با حل معما به معما نرسیدیم

    هیهات از این بخت که تا منزل مقصود
    انگار رسیدیم ولی ما نرسیدیم
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان