خانه
2.96M

شعر و شیدایی

  • ۱۷:۴۵   ۱۳۹۴/۹/۴
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

                            

  • leftPublish
  • ۱۶:۳۶   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست

    گفتم که با فراق مدارا کنم، نشد

    یک روز را بدون تو فردا کنم، نشد



    در شعر شاعران همه گشتم که مصرعی

    در شأن چشم‌های تو پیدا کنم، نشد



    گفتند عاشق که شدی ؟ گریه‌ام گرفت

    می‌خواستم بخندم و حاشا کنم، نشد



    بیزارم از رقیب که تا آمدم تو را

    از دور چند لحظه تماشا کنم، نشد



    شاعر شدم که با قلم ساحرانه‌ام

    در قاب شعر، عشق تو را جا کنم، نشد



    سجاد سامانی
  • ۱۶:۳۷   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    بودنم بی تو محـال است مبادا بروی
    زندگی زیـر سؤال است مبادا بروی

    بنشین تا نشمارم گــــذر ثانیــه را
    بی تو یک ثانیه سال است مبادا بروی

    غیبتت را نتــوان هیـچ تحــمل بکنم
    در دلم جنگ و جدال است مبادا بروی

    دل تـو با دل من کی به تفاهم برسد؟
    همدلی شرط وصال است مبادا بروی

    کلمات از لب تو جاری و ساری بشود
    حرف تو شعر زلال است مبادا بروی

    لب تو قند من و چشم تو فنجان من است
    نوبت قهوه و فــال است مبادا بروی

    در بــزنگاه خطر عازم صحرا نشوی
    موقـعِ صید غـزال است مبادا بـروی

    سوز و سرمای شدیدی پسِ آبادیِ ماست
    زوزه ی گرگ و شغال است مبادا بروی

    ای عسل باده حرامست ولی روی لبت
    دو سه تا بوسه حـلال است مبادا بروی
  • ۱۶:۴۶   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    mona monaکاپ آشپزی کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|48382 |46689 پست
    هفت دریا را برایت غرق خون آورده ام
    آسمان را پیش پایت سرنگون آورده ام


    نام زیبایت زبانم را چنان در بند خواست
    کز زبونی واژه ها را واژگون آورده ام


    گفته بودی دل بیاور تا تو را باور کنم
    گفته بودی دل ، ولی دریای خون آورده ام


    هرچه می بینی همینم ، بیش از این از من مخواه
    صورت بیرونی ام را از درون آورده ام


    در میان شعر من دنبال غم هایت مگرد
    من غم خود را از اعماق قرون آورده ام


    تحفه ای در کوله بارم نیست ، بگشا و ببین
    سالها صحرا نشین بودم ، جنون آورده ام !

    محمدرضا طاهری
  • ۲۰:۳۲   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دوشنبه بود
    كه عاشقت شدم
    از نيمه هاي شب تا وقتي
    پرده را كنار زدم و آفتاب دو زانو روبروي م نشست
    و گونه ام داغ شد!!
    پاييز نبود ...باران هم نمي آمد

    اما درست يادم هست
    موهايم باز بود و سرم روي صداي خوابِ تو

    بگذريم....
    حالا هر دوشنبه كه ميشود
    سلامت را تن م مي كنم
    و تن ت را مرداد زمستانم ....!!!



    #حوري_سادات_پيشكار
  • ۲۰:۳۴   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    دوفنجان قهوه سفارش می دهم وبی محابا دست های تورا می گیرم

    راحت با‌ش! هیچ کس ما را نخواهد دید
    اینجا کافه ی «خیال من» است
  • leftPublish
  • ۲۰:۴۰   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گفتم ای فال فروش
    لای این بسته ی فال
    «مژده ای دل که مسیحا نفسی می آید»
    هم داری؟

    گفت:اگر بود کسی فال فروشی می کرد؟!...

    دیر بازیست در این شهر شلوغ، هر کجا مینگرم
    غنچه ها پژمرده اند، چهره ها افسرده اند
    نفسی هست ولیکن همه دل ها مرده اند
    هدفی هست اگر، نیست به جز لقمۀ نانی
    شرفی هست اگر، در گرو جاه ومقامی
    همه افسرده و غمگین، همه سرخورده از این دین
    همه تسلیم به تقدیر، همه محکوم به تحقیر
    نه امیدی است به ماندن ونه شوقی است به رفتن
    همه مغرور از آن چیز که بودیم و از آن کار که کردیم
    همه از کوروش و جمشید چه مستیم
    غافل از این سخن تلخ که
    "امروز"
    در اندیشه تاریخ
    کجائیم؟ چه هستیم؟ که هستیم...
  • ۲۰:۴۶   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    زیبا ترین حجاب تو

    بازوان من است

    بیا و خودت را بپوشان.
  • ۲۰:۴۶   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    گر بگويم عاشقم با من مدارا ميكني
    يا كه بازم مثل سابق عشق و حاشا ميكني؟
    گر بگويم بي تو ميميرم چه حالي ميشوي
    يك نفس اي عشق من ، با عاشقت تا ميكني؟
    من دواي درد خود را در تو ميبينم فقط
    اي طبيب اشنا من را مداوا ميكني؟
    اي دل ديوانه ام ديگر نميخواهد تورا
    باز شوري ميزني او را تمنا ميكني ؟
    گر بگويم تا نفس دارم تورا ميخواهمت
    باز با يك خنده مارا از سرت وا ميكني؟
  • ۲۰:۴۸   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    زن ها

    وجودشان شعر است


    اما این را هر مردی نمی تواند ببیند


    زن ها نیازی به سرودن ندارند

    چون چشمان هر زنی ....

    خود یک مثنوی ایست ....

    مینا کریمی
  • ۲۰:۴۹   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    پشت کدام دروازه ی شهرمانده ای که پیدایت نمیکنم !؟

    به باد لعنتی بگو اگر قرار نیست بیایی

    با هوایت

    هواییم نکند . . .
  • leftPublish
  • ۲۰:۵۱   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست

    هــــوا را هــــــر چــــقــدر نفـــــس بــکــشـــی

    بـــاز هــــــم بـــرای کــشیـــدنش بـــال بـــال میزنی . . .

    مــثـــل تـــــــــــــو . . .

    کـــه هـــر چــــقدر کـــه بــاشــی . . .

    بــاز بــاید بـــاشی !

    مـیـفهــمی چـــــه میگویــــم ؟!

    بـــــــــــــودنـــت مهــــــــــــم اســـت . . . !
  • ۲۰:۵۳   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هر جا که من هستم

    تو نیستی

    هر جا که تو هستی ،

    من نه !

    شده ایم آدم برفی و آفتاب

    مگر نارنج وُ بهار عیبی داشت !
  • ۲۰:۵۴   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    از عشق تو دیوانه شدم

    تاب ندارم

    در کوی تو آواره شدم

    باک ندارم

    آری منم آن دیوانه که گویند

    از عشق تو دیوانه شده و خواب ندارد...
  • ۲۰:۵۷   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آخرین بار ڪه من از تهِ دل خندیدم

    علتش پـول نبود

    انعڪاسِ جُوڪ هر روز نبود

    علتش، چهره‌یِ ژولیده‌یِ یڪ دلقڪ,

    یا زمین خوردن یڪ ڪور نبود …

    من به « مـــن » خندیدم !

    ڪه چو یڪ دلقڪ ِگیج

    نقش یڪ خنده به صورت دارم و دلم میـــگرید …!
  • ۲۱:۰۴   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    کسی برایم قهوه بریزد
    کسی که فال مرا می داند
    کسی که حال مرا می فهمد
    و قصه بگوید برایم
    هزار و یک بار
    تا از سرم بپرد این خواب
    که هزار سال است نمی گذارد
    تو را برای یک بار هم که شده ببینم


    "کامران رسول زاده"
  • ۲۱:۱۰   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    ثانيه هاى نبودنت را
    به پاى دردهايم مى ريزد
    انزواى اتاقى كه با
    جغرافياى دلم آشناست،
    لحظه هاى با تو را در چمدانم چيده ام
    و كمى سكوت
    فاصله ام از نقطه ى تنهايی ست
    تا رفتن به پاييزى كه
    از پنجره برايم دست تكان مى دهد.
  • ۲۱:۱۱   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    تو کجایی که مرا یاد کنی
    من که دلتنگ توام...
    تنگی قلب من از رفتن توست ..
    تو کجایی که مرا شاد کنی..
    من که غمگین توام..
    غم من حاصل فقدان تو و خنده توست..
    ای که از رفتن تو غمگینم ..
    خاطراتت زده آتش به دلم ..
    روزگاریست که از خاطره هایت مستم..
    کاش میشد که مرا یاد کنی.
  • ۲۱:۱۹   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    بوی عطری می رسد از دور ، می گویم تویی
    قاصدک می رقصد و پرشور ، می گویم تویی

    یک نسیمی می وزد بر گونه های خیس من
    می رود پس پرده های تور ، می گویـم تـویـی

    بغض های کهنه را سرمی کشم من بیت بیت
    بوسه ها می گیرم از انگور ، می گـویـم تـویی

    بـاد مـی افـتـد بـه گـنـدم زار می لــرزد دلــم
    چون پریشان گیـسوان بور می گـویـم تـویـی

    نیمه شب ها می کـنم آغــوش روی مــاه بـاز
    می شود سر تا به پایش نور ، می گویـم تـویـی

    شـعـر می خـوانـم بـرای بـاغ سـبـز خـانـه ام
    شاخه شاخه می شود مسرور ، می گویم تویی

    این غزل می ماند و شب های مـهتابی و من
    شـور می ریــزم در ایـن سنتـور ، می گویم تویی

    در مـیـان پـنـجره ایـستـاده ام تـا یـک نـفـس
    بــوی عــطری تا رسد از دور ، می گـویم تـویی

    فریبا#جلالیان
  • ۲۱:۲۶   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    آنقدر شعر نوشتیم من و تنهایی
    تا که مهتاب به من گفت تو هم با مایی
    گر چه دوری ز تماشای نگاهم بانو
    دل دریایی من دیده تو هم اینجایی
    تا سحر حرف زدیم از همه خوبیها
    محو گیسوی تو و مات رخ زیبایی
    سینه ام خانه چشمان تو گر خوابت هست
    همه قامت من گشت پر از لالایی
    نفسی مانده به صبح است...دلم می گیرد
    گر به پایان برسی، آه...شب رویایی
  • ۲۱:۲۷   ۱۳۹۴/۹/۲۳
    avatar
    نازنین جون
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|28211 |24368 پست
    هیاهوی غریب و مبهمی پیچیده در جانم
    پرم از حس دلگیری که نامش را نمی دانم

    تو اقیانوس سرشار از تلاطم های آرامی
    و من دریاچه ی اشکی که دایم رو به طغیانم

    بزن نی باز غوغا کن..بزن دف شور برپا کن
    به هر سوزی بگریانم به هرسازی برقصانم

    ببین آیینه وار از حس تصویر تو لبریزم
    تو آرامی من آرامم،پریشانی پریشانم

    اگر شعری نوشتم رونویسی از نگاهت بود
    که این دیوانگی ها را من از چشم تو می خوانم...
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان