بهزاد لابی :
خوب اینم از آخرین قسمت از سوال های من :
- تا حالا کاری کردی که بهت بگن مگه مغز خر خوردی؟
اره یه بار با ماشین با مامانم رفتیم بیرون خیلی شلوغ بود منم عصبی شده بودم از کنار تاکسی میخواستم ماشینو رد کنم حالا اندازه ای نیست که حتی نصفه ماشین جا بشه مامانم میگفت مگه مغز خر خوردی گفتم بیخیال هرچه باداباد رفتم و چراغ خودم و بنده خدارو شکستم- اگه یه اتفاق قزنی برات بیفته چیکار میکنی؟
هی وایه من- اگه تو مراسم خواستگاریت همچین اتفاقی بیفته چیکار میکنی؟
از جام تکون نمیخورم تا وقتی اونا برن 
- تا حالا خربزه رو با عسل خوردی؟ (اگه نه حاضری در ازای چه چیزی امتحانش کنی؟)
نه مگه دیوانم در ازای هیچ کاری انجام نمیدم- اگه یه سفر کاری تایلند واسه هادی پیش بیاد و کارش به این سفر بستگی داشته باشه چیکار میکنی؟
عمرا بزارم بره شوهر بیکار بهتر از شوهره تایلند رفتست- اگه یکی زنگ بزنه خونتون بگه الو؟! کره زمین؟! بعد تو فحش بدی بهش و قطع کنی بعدا بفهمی از فضا یه فضانورد تماس گرفته بوده اما تماس ماهواره ایش مشکل خورده اشتباهی وصل شده خونه شما چه حسی پیدا میکنی و چیکار میکنی؟ میری رو سایت ناسا بنویسی من بودممم؟!
مگه میشه همچین چیزی
.اره هرجا برم و هر سایتی برم میگم من بودم 
- مهریه واسه روز مبادا خوبه یا یه چیزی باشه که همون روز عروسی بشه گرفتش؟
خب بستگی داره چی باشه مثلا اگه یه خونه یا نصفه خونه باشه که همون روز بزنن به نامت خیلی بهتر از مهریه روز مباداست- این پوست اضافی کنار ناخن تو هم شبیه در کنسرو اگه بکشیش تا پوست کل بدنت رو نکنه دست بردار نیست؟
اره لامصب میکشیش تا زیر گلوت میاد- اگه سال بعد از ازدواج هادی روز تولدت رو فراموش کنه، بعد کلی حالش رو بگیری بازم روز دوستیتون رو فراموش کنه دیگه پوستش رو بکنی اما روز عروسیتون فراموش کنه چیکار میکنی؟
دیگه باید ببنمدمش به درخت و بزنم نرمش کنم که حساب کار دستش بیاد.اما بچم خوبه لحظه های سال تحویل هر ساعتی باشه همون لحظه اس میده چه برسه به روزای خاص مثل روزایی که شما گفتی- اگه یه روز بیای خودت رو واسه هادی لوس کنی قهر کنی بیای خونه مامانت اما مامانت بگه من ازین لوس بازیا بدم میاد، جنس فروخته شده پس گرفته نمیشود و درت رو باز نکنه چی؟!
هیچی زنگ میزنم به هادی میگم مامانم گفته اصلا بیا خونه ی خودمون بمون هادی کیلو چنده اما حیف که دوست دارم و قبول نکردم واسه همین دارم بهت لطف میکنم و برمیگردم خونه- وقتی مدرسه میرفتی عکس کدوم مرد معروف رو میزدی به در و دیوار یا نگه میداشتی؟
یه چندوقتی عکس سیاوش خیرابی رو زده بودم- مدرسه پسرونه اطرافتون بود؟ یه خاطره یی که کمتر جایی گفتی از شیطنت بعد از زنگ آخر مدرسه رو تعریف کن.
نه مدرسه پسرونه که نبود.سال دوم دبیرستان که هادی تازه دنبالم افتاده بود همیشه بعد مدرسه میومد دنبالم که خونمونو پیدا کنه(چون خونه ی ما بعداز چهار راه کوچه ی اوله)اون تا میخواست بیاد و چها راهو رد کنه من رفته بودم تو کوچه بدبخت مونده بود من کجا غیبم میزنه.یه دفعه هنوز نزدیک چهار راه شدم دیدم همونجا واستاده منم از دوستام خداحافظی کردم و برگشتم از سره اون خیابون رفتم
.به دوستم زنگ زده بود که اون کفش سفیده کیه که به 4راه میرسه ناپدید میشه 
- صندلی داغ چطور بود؟
خیلی خوب بود و خودم از بعضی خاطرات که نوشتم یادم میومد حال و هوام عوض میشد- چه پیامی برای هم سنو سالهای خودت که میخوان بشینن روی صندلی داغ داری؟
هرچند ساعت بچرخن که نسوزن- تصمیم گرفتی که نفر بعدی کی باشه؟ کی اعلام مکنی؟
اره تصمیم گرفتم و تا عصر اعلام میکنم- برای هر کسی که بیشترین سوالا رو پرسیده اینجا می نویسم یه جمله در مورد سوالاش و یه جمله خطاب بهش بگو :
مامان مانیا
موناجون که همه سوالاش عشقولی بود و عالی.خیلی ماهیمونامونا
وااااای مونا که تا سوالاش تموم میشد چشام چپ میشد.مونا شبه خواستگاریت رحم کن به بنده خدا.
فقط اگه از بقیه این همه سوال نپرسی 
مهرنوش
مهرنوش سوال کم و مفید پرسید.از بقیه بیشتر بپرسی تا داغ بشنفرک
اذر که کلا همه کاراش رو برنامست حتی سوال پرسیدناش.عزیزمیبهزاد لابی
سوالای تو هم خیلی باحال بود و خندیدم.خسته نباشی واقعاکژال
اون قسمته رواج دادن لهجه اصفهانی خیلی باحال بود و خندیدم.موفق باشی از بقیه هم بپرس حتماکاری نداری؟
نه به سلامت 
خداحافظ تا صندلی داغ دیگر. مرسی بابت جواب های خوبت به ما که خیلی خوش گذشت
