مهرنوش :
سلام فرک جون فکر کنم خیلی عجله داری که از روی صندلی بلند شی! ولی هنوز یک روز مونده و منم اصلا وقت نکردم هیچ سوالی بپرسم.
سلام مهرنوش جون-فکر کردم پنجشنبه جمعه ها رو دیگه میشه رفت بیمارستان برای مداوای سوختگیهاحالا سوالهای من:
بفرماییداگر ترازویی برای سنجیدن این وجود داشت که بشه احساسی بودن و منطقی بودن رو سنجید در مورد هر کدوم از برهه های زندگیت می پرسم:
خیلی سوالت سخته مهرنوش جون من یه گوله احساس بودم که نمی دونم از چه سنی به مقدار برابر منطق بهم اضافه شد حالا سعی می کنم خوب تداعی کنم این سنین رو درست جواب بدم10تا 15 سالگی احساسی یا منطقی
میشه از چهارم دبستان تا سوم راهنمایی - فکر کنم دست روی سن درستی گذاشتی 10 سالگی آخرین سنی هست که فرک فقط احساسه و بسیار آسیب پذیر - از این سن منطق هم داره جوونه میزنه و سعی می کنه روی سطح آسیب پذیر احساسم رو بپوشونه- اگر در 10 سالگی نصف بیشتر تصمیماتم احساسی باشه تا پایان 15 سالگی شاید 30 درصد احساسی-70 درصد منطقی15تا 20 سالگی احساسی یا منطقی
با رشد سریع منطق احساسات هم به همون اندازه رشد می کنند و رفتارهای احساسی من هم رنگ و بوی منطق دارند-اگر در دوره قبل هنگام زلزله شمال به مامانم با گریه می گفتم که همه لوازم نوی خودمون رو باید کمک کنیم. در این دوره سنی این رفتار کاملا با منطق انجام میشد احساس در قلبم موج می زد ولی واکنش من منطقی بود در پاسخ به احساساتم.20تا 25 سالگی احساسی یا منطقی
در این دوره به دلیل از دست دادن پدربزرگم که برام مثل پدر بود لگد بسیار محکم احساسی می خورم دنیای شیرین و فانتزی من فرو میریزه و من که در 20 سالگی یک کودک بسیار منطقی هستم شروع به بزرگ شدن می کنم و تا اونجا که می تونم ریشه های احساس رو در قلبم قطع می کنم و در 25 سالگی کلیه تصمیماتم تا 95 درصد منطقی و خالی از احساسه 25تا 30 سالگی احساسی یا منطقی از 25 سالگی
تا زمانی که با همسرم آشنا میشم هرگونه رفتار احساسی کاملا ممنوعه-با آشنایی با اون دوباره به خودم اجازه میدم گریه کنم عاشق بشم و تمام رفتارهایی که در 10 سال قبل اکیدا ممنوع بود دوباره اجازه ظهور پیدا می کنندر حال حاضر احساسی یا منطقی
الان دوباره مثل 15 تا 20 سالگی هستم. قلبم پر از احساسه ولی رفتارام تا 70-80 درصد منطقی هستیه خاطره شیرین تا 10 سالگی؟
کلاس چهارم دبستان بودیم با دوستم سولماز تصمیم گرفتیم بریم برای روز مادر خودمون هدیه بخریم. برای مامانم یک رژ گونه و یک عطر که باتلش پلاستیکی بود- با اینکه گرون نبود خوش بو بود- خریدم خب به اندازه پولمون بود ولی خیلی حس خوبی داشتمو توی اون سن هیچکس جز من و سولماز اصلا بلد نبود از این کارا کنه که البته مغز متفکر رابطه هم خودم بودم-مامانم هنوز رژ گونه رو نگه داشته-یه خاطره شیرین تا 15 سالگی؟
یک دفترچه کوچیک داشتم و از برادر کوچیکم می پرسیدم چی دوست داره بخرم مثلا می نوشتم آلوچه چند تا بعد اون می گفت 3تا بعد می گفتم دیگه چی؟ می گفت آدامش بادکنکی 2 تا- آب نبات چوبی خرگوشی هم بخر بعد من می رفتم اینا رو پا پول خودم می خریدم با هم بعدا می خوردیم و این هر چند روز یه بار تکرار می شدیه خاطره شیرین تا 18 سالگی؟
خیلی سن خوبی بود هرچند از لحاظ درسی خیلی افت کردم چون با سه تا دوست دیگه اوج شیطنت رو به نمایش گذاشتیم . تمام لحظات دوران پیش دانشگاهی برام شیرینه هرچند برگردم عقب اصلا تکرارش نمی کنم چون کلا درس خوندن رو گذاشته بودیم کنار- من و نسیم و الهام و سمیرا با اتوبوس می رفتیم خونه توی راه چقدر می گفتیم و می خندیدیم. بلیط اتوبوس اونموقع کوچیک و کرم رنگ بودیه خاطره شیرین از زمان دانشجویی؟
دوره کارشناسی هم خیلی بهم خوش گذشت گفتم که من کاردانی به کارشناسی خوندم-یه دفعه شب شعر گذاشته بودن دانشگاه من و دوستم سارا واسه مسخره بازی یه شب نشستیم شعرای چرت و پرت گفتیم و خندیدیم دیگه کبود میشدیم از خنده - سارا از قبل هم شعر می گفت و یه شعر رو الکی واسه خنده دادیم برای شب شعر و در کمال ناباوری انتخاب شد برای اجرا توی شب شعر!! دیگه با چه وضعی سارا رو راضی کردم شرکت کنه گفتم میریم می خندیم و...راضی شد - اونشب سارا رفت و شعرش رو خوند و خیلی بهمون خوش گذشت و تمام مدت خندیدیم و اولین بار من آهنگ ترنج رو اونجا شنیدم آهنگ افتتاحیه بود.رانندگیت چطوریه؟
خوبهبهترین کتابی که تا حالا خوندی چی بود؟
رمان: پدرخواندهبهترین فیلمی که تا حالا دیدی؟
پدرخوانده- سفید از سه گانه(آبی-سفید-قرمز)بهترین قطعه موسیقی ایرانی؟
انتخاب موسیقی بی کلام برام خیلی سخت تره -با کلام یکی از کارای شهیار قنبری انتخاب باز سخته اگه دقیقا می خوای یکی رو بگم باید برم همه رو دوباره گوش کنم بعد بگم 
بهترین قطعه موسیقی خارجی؟
با کلام یکی از آهنگای گروه پینک فلوید از خریدن چه چیزی بهترین حس بهت دست داد و تو چه سنی بود؟
گیتار رو خریدم مقداری از پولش رو خودم دادم در سن 21 سالگی-قبلش هم یک ساعت سواچ خریدم باز با پول خودم دقیقا بعد از امتحانات پیش دانشگاهیاز انجام دادن چه کاری بهترین حس بهت دست داد و تو چه سنی بود؟
توی سن فکر کنم 26 بودم که خیلی کتابای خودشناسی و دنیای درون و .. می خوندم و شاهد شکوفایی خودم بودم خیلی خوب بود- بعد از اون پارک آبی آنتالیا توی 30 سالگییک درس بزرگ که اخیرا گرفتی؟
توی زندگی خیلی سیاست داشتن خوب نیست ولی وقتی با سیاست رفتار کردن رو بلد باشی از سیاستمدارا رو دست نمی خوری-چون قبلا فکر می کردم سیاست اینقدر کثیفه که نباید رفت سمتش-تا حالا شده از تموم شدن یکی از دوره های زندگیت حسرت بخوری؟ کدوم؟
هنوز نه ولی اگه جوونیم تموم شه فکر کنم حسرت می خورم. اهل رقابت هستی؟
از آدما سعی می کنم یاد بگیرم ولی باهاشون رقابت نمی کنم البته ممکنه این حس در طرف مقابل ایجاد شه ولی من به جز خودم با هیچکس دیگه ای در رقابت نیستماهل شنیدن نصیحت هستی؟
بسیار مخصوصا اگه به حسن نیتش اعتماد داشته باشماهل جبران اشتباه هستی؟
خیلیتا حالا شده کلات رو قاضی کنی؟
همیشهتا حالا شده از آینده بترسی؟
نگران آره - ترس نهو در آخر توی یک پاراگراف در مورد زیباکده و اعضاش بنویس.
