خانه
2.13M

صندلی داغ

  • ۱۵:۲۴   ۱۳۹۲/۸/۱۱
    avatar
    مدیر سایت|1064 |654 پست
     به درخواست شما دوستان عزیز ، صندلی داغ زیباکده آغاز شد.
    داوطلب نخست ما ببوری عزیز است و به مدت یک هفته می توانید سوالات خود را از او بپرسید(البته بدون عبور از خط قرمزها به قول بهزاد لابی) و شنبه هفته آینده ببوری از بین داوطلب های بعدی ، یک نفر را برای نشستن روی صندلی داغ برای هفته بعد انتخاب می کند و به همین ترتیب صندلی داغ ادامه پیدا می کند.

  • leftPublish
  • ۲۳:۳۲   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    کدوم رو میگی؟؟؟؟

    جدا بگو ؟؟؟
  • ۲۳:۳۵   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    سیببیل دیــــــــــــــگه هههه
  • ۲۳:۳۶   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    آهـــــــــــــــــــــــــــــــــــا ...اون که مال قبله .... جنبه داشته باش بذار روناک بیاد با خیال راحت حرف بزنه و بچه نترسه از لو دادن خودش ....
  • ۲۳:۴۲   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    همچین میگه مال قبله انگار صندوق پست همین دیروز بود خخخ
    آره فکر خوبیه هههه
    ویرایش شده توسط بهزاد لابی در تاریخ ۲۳/۹/۱۳۹۲   ۲۳:۴۴
  • ۲۳:۴۴   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    - روناک تو دانشگاه یه جا که جلو پسرا ضایع شدی کجا بود؟
    - تا حالا وست خیابون مثل فرش پهن شدی؟
    - میگم کارن هم یه پازل 5000 تیکه گم شده داره مگه نه؟
    - توام زیاد صندوق پست میشی؟
    - آخرین بار کی شدی؟
    ویرایش شده توسط بهزاد لابی در تاریخ ۲۳/۹/۱۳۹۲   ۲۳:۴۶
  • leftPublish
  • ۲۳:۴۴   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    آخه من هنوزم بعضی اوات صندوق پست هستم ..اما دیجه سیبیل ندارم که خو
  • ۲۳:۴۶   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    روناک تو از خواستگاریت خاطره خنده دار داری؟؟؟؟

    الان بهزاد میگه کافر همه را به کیش خود پندارد
  • ۲۳:۴۶   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    هههه یادم رفت ازت بپرسم کی آخرین بار صندوق پست شدی الهه ؟!
    حالا همینطوری خارج از گود بگو
  • ۲۳:۴۷   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده

    الهه(مامان النا) : 
    روناک تو از خواستگاریت خاطره خنده دار داری؟؟؟؟

    الان بهزاد میگه کافر همه را به کیش خود پندارد

    زیباکده
    آخ آخ کاش گفته بودی خاطره ی بد 
    داشته باشه هم که به پای تو نمیرسه تو دیگه نوبری !!! هههه
    اما بگو روناک، دلمون رو شاد کنیا !
  • ۲۳:۴۸   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    وقتی دلم بگیره .....

    آهنگ خونه خالی مرجان رو گوش دادی؟؟؟
    با اون خیلی صندوق پست شدم .... وقتی دلم بگیره اونو میذارم و ..... صندوق رو باز میکنم
  • leftPublish
  • ۲۳:۵۰   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    ولی بهزاد من فقط اون موقع حرصم در اومده بود که سوتی دادم و اون اتفاقا تو خواستگاریم افتاد ...الان خیلی خوشحالم که خاطره خواستگاری من مثل بقیه خشک و رسمی نیست ... توش کلی فان داره
  • ۲۳:۵۱   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده

    الهه(مامان النا) : 
    وقتی دلم بگیره .....

    آهنگ خونه خالی مرجان رو گوش دادی؟؟؟
    با اون خیلی صندوق پست شدم .... وقتی دلم بگیره اونو میذارم و ..... صندوق رو باز میکنم

    زیباکده
    آره گوش دادم، واقعا احساسیه ! به خصوص که اگه واسه آدم معنی ویژه هم داشته باشه 
  • ۲۳:۵۲   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده

    الهه(مامان النا) : 
    ولی بهزاد من فقط اون موقع حرصم در اومده بود که سوتی دادم و اون اتفاقا تو خواستگاریم افتاد ...الان خیلی خوشحالم که خاطره خواستگاری من مثل بقیه خشک و رسمی نیست ... توش کلی فان داره

    زیباکده
    آره واقعا، منم خیلی خوشحالم تازه 
    ولی واقعا باحاله خیلی یه عمری لبخند میاره روی لباتون 
  • ۲۳:۵۴   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    دقیقا .... من خیلی دوستش دارم .... یه بار چنان های های باهاش گریه میکردم ..طفلک یوسف گفت الهه تو رو خدا آرومتر ..الان همسایه ها فکر میکنن چه خبره ؟؟ لابد کتک کاری کردیم تو اینجوری گریه میکنی
  • ۲۳:۵۶   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
  • ۲۳:۵۷   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    حالا دختر خاله دوستم خیلی باحال بود ..اون تو خواستگاریش از این صندلهایی بود تو فکر نکنم یادت باشه روش پر داشت پوشیده بود ...بعد میاد برا پسره چایی بیاره ..پاش به لبه فرش گیر میکنه خودش و سینی چایی میافتن رو پسره ...میگفت یه سینی چایی ریخته رو پسره داره میسوزه اینم از خنده و خجالت نمیتونست خودش رو اقلا جمع کنه ... الان با هم ازدواج کردن میگه هرچی میشه پسره میگه تو از روز اول منو سوزوندی
  • ۲۳:۵۸   ۱۳۹۲/۹/۲۳
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    من وقتی خیلی بچه بودم، نمیدونم آهنگ دو ماهی که گوگوش خونده رو شنیدی یا نه !
    من اصلش رو نشنیده بودم سالها، اما هی مثلا 6، 7 سالم بود به مامانم میگفتم بخونش و تو دلم یه وضعی میشد ! ههه
  • ۰۰:۰۰   ۱۳۹۲/۹/۲۴
    avatar
    بهزاد لابیکاپ آشپزی 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|26996 |15954 پست
    زیباکده

    الهه(مامان النا) : 
    حالا دختر خاله دوستم خیلی باحال بود ..اون تو خواستگاریش از این صندلهایی بود تو فکر نکنم یادت باشه روش پر داشت پوشیده بود ...بعد میاد برا پسره چایی بیاره ..پاش به لبه فرش گیر میکنه خودش و سینی چایی میافتن رو پسره ...میگفت یه سینی چایی ریخته رو پسره داره میسوزه اینم از خنده و خجالت نمیتونست خودش رو اقلا جمع کنه ... الان با هم ازدواج کردن میگه هرچی میشه پسره میگه تو از روز اول منو سوزوندی

    زیباکده
    وااااای 
    چایی داغ شوخی موخی نداره !! چه وضعی شده هههه 
    واقعا آدم فکر میکنه تو فیلماست اما خودش اگه همچین سوتی ای بده چه شوووووود 
    بگو اونم بیاد اینجا ثبت نام کنه 
  • ۰۰:۰۱   ۱۳۹۲/۹/۲۴
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    دقیقا چه وضعی میشد اون وقت؟؟؟؟

    مثل وقتی که موادت بهت نرسیده و میگی شگ؟؟؟؟؟

    مثل وقتی که دفترت رو میبینی و حسرت میخوری؟؟؟
  • ۰۰:۰۲   ۱۳۹۲/۹/۲۴
    avatar
    الهه(مامان النا)
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|15007 |7040 پست
    زیباکده

    بهزاد لابی : 

    زیباکده

    الهه(مامان النا) : 
    حالا دختر خاله دوستم خیلی باحال بود ..اون تو خواستگاریش از این صندلهایی بود تو فکر نکنم یادت باشه روش پر داشت پوشیده بود ...بعد میاد برا پسره چایی بیاره ..پاش به لبه فرش گیر میکنه خودش و سینی چایی میافتن رو پسره ...میگفت یه سینی چایی ریخته رو پسره داره میسوزه اینم از خنده و خجالت نمیتونست خودش رو اقلا جمع کنه ... الان با هم ازدواج کردن میگه هرچی میشه پسره میگه تو از روز اول منو سوزوندی

    زیباکده
    وااااای 
    چایی داغ شوخی موخی نداره !! چه وضعی شده هههه 
    واقعا آدم فکر میکنه تو فیلماست اما خودش اگه همچین سوتی ای بده چه شوووووود 
    بگو اونم بیاد اینجا ثبت نام کنه 
    زیباکده
    هههههههههههه حتما ....

    تو همین سوتی هایی که من بهت لو دادم رو داشته باش برا هفت پشتت بسه
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان