مونا جون نمی دونم چرا از قبل عیدفطر یکم حالم بد بود و من همش بحساب ضعف ماه رمضون می گذاشتم تا اینکه دوشنبه که اومدم سرکار یهو حالم بد شد ....
به اورژانس چندین بار زنگ زدیم اما همش می گفتن دکتر نداریم بلاخره به هر ترتیب و بدبختی بود بردنم بیمارستان امام رضا مشهد که هیچ رسیدگی بهم نشد البته تو قسمت اوژانس بیمارستان
بعد همسری که میدید من خیلی درد دارم با سونوگرافی های متعدد هم اینا هیچ جواب درست و درمون بهمون نمیدن بردم پیش یه متخصص تو وکیل آباد ......
خلاصه همشون فقط یاد داشتن آمپول های مسکن بزنن تا بلکه درد تسکین پیدا کنه . ....
وگرنه یه درمان درست و درمون و اینکه من چیم شده یاد نداشتن
واقعا بنظرم وضعیت درمان تو مشهد اسفناک هست فقط یه کیسه پر پول میخواد به ساز انترن های که هیچی هم یاد ندارن برقصی
همش تو خواب و بیداری گذشت اصلا از درد حال خودمو نمی فهمیدم
طفلی مادرشوهرم خیلی زحمت کشید بلاخره هم نفهمیدیم چم بود بهرحال دیروز دیدم می تونم سرپا وایستم به خونه خودم اومدم و امروز م اومدم سرکار