۱۵:۲۹ ۱۳۹۴/۸/۹
از گره های بی شمار زندگی گله نمی کنم !!! . در اولين لحظه اى كه بدنيا آمدم ، گره اى به بند نافم زدند كه معناى گره را بفهمم . همان لحظه دانستم كه هميشه گره معناى بدى ندارد... . شايد حكمتى در اين گره هاست !... . با خوشبينى و صبر هر گره را با رنگى زيبا كنار گره بعدى ميگذارم و خدا را شكر مى كنم كه توانايي مقابله با آنچه سرنوشت برايم رقم زده دارم . . شايد روزى برسد كه با همه اين گره ها فرشى زيبا ببافم ! فرشى كه خالق هستى نقشه اش را كشيده .... و مرا براى بافتن آن برگزيده ، چرا كه استعداد و توانايى لازم را در من ديده ! . . و من هر لحظه شكرگزار آن بافنده كل هستم