metalik :
مهرنوش :
آره بابا اونم زیر فشار افکار عمومی!

تازه شوشو هم مثل خودم بود، مامانم بهش گفت اگه مهرنوش تو کوچه خوابید و سرما خورد هزینه های درمانش با ما نیست! ما هم دیگه مجبور شدیم ازدواج کنیم


چرا اینقدر از ازدواج فراری بودی خو؟
اگه منم اینجوری شاد بودم مشکلی نبود اما واقعا شاد نیستم
اخه دو ماه پیش داداشم گوشیمو شکست و خیلی کم از هم خبر میگیریم

عزیزم ناراحت نباش، از این جور اتفاق ها فقط خاطرات خوبش می مونه