بهزاد لابی :
metalik :
نه من هیچ وقت مجبور نمیشم خیالت راحت

میگذرونم فقط نمیدونم چرا اینقد دیر میگذره
راستی فولیکا خانومم از پازلات بوده به ما نگفتی؟

من به هادی میگم زیر بار صبونه نره! یعنی چی که صبونه با اون، ناهار و شام با من! والله زن باید صب ساعت 4 بره تو بازارو سبزی و نون و کره پنیر محلی و خامه و سرشیر و ... بخره بیاره و با املت و چایی و ... درست کنه و بعد بره آقاشو بیدار کنه.
نه فولیکا جون هنوز نتونسته بره تو پازل من اما داره تلاشش رو میکنه. الان رنکش 11485 هست که خیلی پیشرفت داشته اما تا 4789 هنوز خیلی فاصله هست.

فایده نداره هادی خودش میدونه باید چیکار کنه و صبحونه چی حاضر کنه بهتره 
زنی که بتونه 4 صبح بیدار بشه و بره اون همه خرید کنه شوهر میخواد چیکار دیگه؟