اتفاقا مهرنوش جان من چون نزديك صندوق ايستاده بودم و نوشتم همه برگه ها رو دادن به من و گفتن بندازم توي صندوق منم هر كدوم رو ميداختم ميگفتم از من عكس بگيريد
آقا پليسه كه كنار صندوق بود كلي بهم خنديد