بهزاد لابی :
نازنین جون :
اینجا از سر شب ترقه بازی شروع میشه و کم کم صداهای مهیب و ترسناک ، انگار جنگ جهانیه

باحال تر اینه که بعضی پسرا از پشت بام وسایل مترقه رو پرت میکنن پایین ، فقط سکته نکنی شانس آوردی ، اینطوری متوجه نمیشی کیه و اونا حال میکنن و برا خودشون خوشن
پلیسا جرات نمیکنن تو خیابون باشن از بس این بچه ها شیطونن

یه میدون هست که همیشه چارشنبه سوری اونجا رو میترکونن ، تمام شیشه های بانکا از قبلش پوشیده میشه ، شب چارشنبه سوری هیچکی اونجا دیده نمیشه
صبح که از اونجا رد بشیم همه جاش سیاهه

دیگه معنی کلمه شیطنت رو بعضیا رد کردن همون جونور بهتره براشون 

آره والا 
آخه بچه هم نیستن ، همشون بزرگن 