پرستو ♥ :
مامان مانیا :
اون لنگه کفششه...رفته بودآب بازی کفشاش خیس شده بود...گرفته بود دستش که کسی نبرش...این کفشاشو خیلی دوس داره...مثل ناموسش روش غیرت داره


من اولین بچه ای که دیدم اینجوری و فقط دوست داشت اون شلوار لی که دوست دار رو بپوشه و گریه میکرد بیچاره مامانش میگفت کلی شلوار دیگه هم داره بازم گیر میده اینو بپوشم (انقدرم پوشیده بود شلوارو داشت کهنه میشد دیگه) خیلی برام جالب بود باور نکردنی فکر کنم همه بچه ها توی یه سنی اینجوری باشن ؟؟

پسر خواهر منم هم يه تي شرت داشت عكس عينك روش بود يه مدت غير از اون لباس ،لباس ديگه اي نمي پوشيد خواهرم رفت لباس همون رنگ گرفت اما فقط ميگفت بلوز عينكي حتي زير لباس خوابش هم ميپوشيدش مواقعي كه خواب بود خواهرم در ميورد و مي شست و چون ايشون هم خوابشون به ما رفته و خوابش سبكه وقتي متوجه ميشد كه بلوز رو از تنش در آوردن جهنمي بپا ميشد كه نگو از بس گريه ميكرد و هق هق ميكرد
اما خدا رو شكر چند وقتيه از سرش افتاده 