metalik :
نه بابا حرفامو تو اتاقم زدم اومدم برم سرویس تو جیبم بود برداشتمش که نیوفته که از دستم افتاد و اصلا نفهمیدم چرا اینجوری شد
هنگ کرده بودم و فقط نگاه میکردم

چند بار بهت گفتم وقتی میای خونه اون شلوار جین رو از پات درار با همون شلوارم لابد میری روی تخت کثیفه دخترم هزارتا میکروب داره! اگه در آورده بودی اونوقت میفهمیدی که باید گوشی رو بذاری توی اتاق و بدون اون و یکه و تنها، خودت و خودت میرفتی دست به آب الانم نه مریض شده بودی نه گوشیت گم شده بود نه هادی عصبانی بود نه ما اینقدر بهت افتخار میکردیم 