خانه
6.6M

كافه گفت وگو ...

  • ۱۷:۰۵   ۱۳۹۵/۴/۲۶
    avatar
    دو ستاره ⋆⋆|5084 |2953 پست
    زیباکده
    بهزاد لابی : 
    زیباکده
    metalik : 

    نه بابا حرفامو تو اتاقم زدم اومدم برم سرویس تو جیبم بود برداشتمش که نیوفته که از دستم افتاد و اصلا نفهمیدم چرا اینجوری شد

    هنگ کرده بودم و فقط نگاه میکردم

    زیباکده

    چند بار بهت گفتم وقتی میای خونه اون شلوار جین رو از پات درار با همون شلوارم لابد میری روی تخت کثیفه دخترم هزارتا میکروب داره! اگه در آورده بودی اونوقت میفهمیدی که باید گوشی رو بذاری توی اتاق و بدون اون و یکه و تنها، خودت و خودت میرفتی دست به آب الانم نه مریض شده بودی نه گوشیت گم شده بود نه هادی عصبانی بود نه ما اینقدر بهت افتخار میکردیم 4

    زیباکده

    نه بابا خیر سرم داشتم حاضر میشدم که بریم بیرون واسه همون تو جیبم بود

    جدی خودم از این سوتیام خسته شدم طفلی هادی دلم واسه اون میسوزه که دلش به من خوشه 4

    چندروز پیشم مامانم شیشه ترشی رو داد به من که ببریم واسه خالم گفت مواظب باش نشکنه اومدم کفشامو بپوشم اصلا فراموش کردم تو پلاستیک چیه انداختمش رو پله شکست

  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان