بهزاد لابی :
سلام ممنون خوبم. تو چطوری؟
آهان فهمیدم پس روستاست. آره به قول تو مسافرتی خیلی حال میده اما اینقدر کمبود امکانات خیلی سخته. تو این برف خونه ای که خودشون درست کردن لابد حسابی سرده.
من کندوان رفتم تازه اوایل پاییز بود و هوا کاملا تو شهرها معمولی بود اونجا حسابی سرد بود. فقط یه سوراخ توی دل کوه کنده بودن و تازه پیشرفت کرده بودن یه در براش گذاشته بودن. حالا ببین تو برف و بوران چی بشه اونجاها ...

مرسی منم خوبم
اره بابا کلا اینجوری سخته ولی خوب اونا عادت کردن اینجوری زندگی کردنو ..... ولی با خودشونم که حرف میزدم راضی نبودن از زندگیشون کم اورده بودن طفلیا میگفتن خسته شدن تو سرما و گرما نگهداری از اون همه حیوونی که داشتن بیشتر چیزایی که میخواستنو خودشون درست میکردن دیگه نمیخریدن که همه چی داشتن طبیعی طبیعی هخخخ
اینجور زندگیا واسه ی مدت جذابه ولی تکراری میشه از نظر من بیشتر از ی مدت