بهزاد لابی :
هلما :
راسیتش درگیر کارای عقد واینا بودیم .

سلام هلما خوبی؟ تبریک 
بابا یه دستی هم روی سر دخترای مجرد زیباکده، بخصوص حالا اسم نمیبرم و اینا بکش شاید بخت اونا هم باز بشه.
نه که من فضول باشم، اما بیا تعریف کن ببینیم چجوری آشنا شدید، کِی جدی شد، کِی عقد کردی، چیکارا کردین، چیکارا میخواین بکنین و ... 

سلام ممنون .
شما خوبی ؟ چششششششششم ولی به نظرم شما هم مجرد موندی ؟
ما که دیگه آشنای نمیخواس . دختر عمو پسر عمو بودیم . قضیه از 14 دی جدی شد و 28 دی هم عقد کردیم .
بقیشم که دیگه زندگی کردیم .خخخخخ