آخ آخ آخ اون رو که نگو. بازی ایران استرالیا منم راهنمایی بودم. بازی برگشت که تاریخی شد، بازی به وقت ما صبح برگزار میشد مثل امروز. نمیدونم چرا مدیر مدرسه مون هم کلید کرده بود که نمیذارم کسی بره خونه.
ما همیشه با سرایدار مدرسه رفاقتی کاری میکردیم میخوایم بریم بیرون درمون رو باز کنه. اما اونروز مدیر مدرسه گیر داد که آقا هر کس از مدرسه بره فردا حتما اخراجش میکنم. ولی تلویزیون توی نمازخونه و سالن میذاریم هر کس خواست کلاس تعطیله ببینه.
ولی ما دلمون میخواست بریم خونه هامون با دوستان آشنایان ببینیم. دیگه تو یه فرصتی مخ سرایدار رو زدیم گفتیم آقا گفته اخراج میکنم دیگه پس به تو کاری ندارن درو باز کرد یه سی چهل نفری اومدیم بیرون تا مدیر نفهمیده بود و زود رفتیم خونه هامون و اون اتفاقات تاریخی که همه میدونیم، فردا هم کلا به روی کسی نیاورد مدیر مدرسه از بس همه خوشحال بودن
