سلام بچه ها
بلاخره من موفق شدم برگردم خونه
نازنین جونم آره مطلبا رو میدیدم ولی خودتو نمی دیدم، برای همین دلم برات تنگ شد

چشم الان به کارمند هام توی زیباکده دستور می دم که بیان به همه چی رسیدگی کنن

واقعا برم بنویسم که اینا خرابه؟
بذار خودم یه چکی بکنم...