مهرنوش :
من فعلا نمی یام زیباکده تا فرک جون و نوشان جون عصبانیتشون بخوابه


اوه اوه راست میگی فک کنم دیگه تو خونه تونم در امان نباشی بیان دم خونتون دعوا 
ولی من سعی میکنم یه چندتا مین بکارم دور خونت که سنگرو حفظ کنیم و بتونیم تو داستانای بعدی کشت و کشتار راه بندازیم 
باید باز چند تا ایده بدیم و اونیکه بیشتر رای آورد رو بنویسیم مثل قبل.