خانه
1.28M

من شما را به چالش دعوت میکنم!

  • ۱۲:۳۱   ۱۳۹۶/۱۱/۱۲
    avatar
    کاپ عکاس برتر 
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|11222 |5529 پست
    من از این مدل خاطرات خیلی زیاد دارم. اما نکته مشترک این خاطرات اینه که تصویری هستند یعنی اتفاق رو باید ببینید تا خندتون بگیره ولی من سعی می کنم یکی از اونها رو تجسم کنم براتون.
    یک دفعه من با یک اکیپ از دوستان رفته بودم کوه، افراد با درجه صمیمیت متنوع بودن، وقت پایین اومدن از کوه من با یکی از دخترهای جمع همراه شده بودم که سه چهار بار دیده بودمش و خیلی باهاش صمیمی نبودم. اون رفت جلو منم پشتش بودم. بعد این دختر خانم یه کمی ترسو بود. یعنی هر قدم که می خواست بره پایین برای اینکه مطمئن شه جای پاش محکمه به شکل دوار و زاویه 45 درجه پاش رو میخوندکه برای خودش جای پا درست کنه. در این بین هم داشت با من حرف میزد و این باعث شده بود اون حرکت پاش رو با اغراق بیشتری انجام بده که باور کنید تا زیر پاش گود نمیشد قدم بعدی رو بر نمیداشت. بعد همه خیلی از ما فاصله گرفته بودن و هی می گفتن بابا زودتر بیاید اینم با همون عمق و شدت اما با سرعت زیاد اون گودال رو ایجاد می کرد و میرفت پایین جوری که دیدن این صحنه باعث شده بود من از شدت قورت دادن خنده احساس فلج شدن بهم دست بده و دیگه کنترل از دست دادمو جوری می خندیدم و چپ و راست میشدم که نگو اینم هی می گفت چی شده می خندی منم می گفتم هیچی الکی خندم گرفته آقا من اینقد خندیدم که اونم از خنده های من خندش گرفت ریسه میرفت چپ و راست میشد ولی گودال رو حفر می کرد و باعث میشد که من بیشتر طاقت از دست بدم دیگه با حالی من و این دختر خانم گل رسیدیم پایین که از خنده کبود شده بودیم. ولی من بازم به کسی نمی تونستم بگم چی شد اینقد ما خندیدیم و همه تا یه مدتی هی سربه سرمون میذاشتن به خاطر اون روز...
    باید صحنه رو می دیدید، اگه خندتون نگرفت تقصیر من نیست
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان