خانه
30K

نوستالژی های خودمونی

  • ۱۰:۵۵   ۱۳۹۴/۱۱/۱۲
    avatar
    پنج ستاره ⋆⋆⋆⋆⋆|13740 |7139 پست
    زیباکده
    * سما * : 
    زیباکده
    metalik : 
    من داداشم 2سال ازم بزرگتره و تو کوچمون دختر نبود جز یکی که اونم نوه همسایمون بود که گاهی اوقات میومد
    دوستای من دوستای داداشم بودن و همیشه فوتبال و دوچرخه سواری میکردیم تو کوچه و کورس میذاشتیم
    یه بار همچین با دوچرخه رفتم تو دیوار که تمام بدنم درد میکرد داداشمو صدا زدن بیا خواهرتو جمع کن ببر
    زیباکده

    هههه متالیک پسری بودی واسه خودت 15

    من فوتبال بازی نمی کردم. ولی شر بودم. مثلا اذیت کردن برادر کوچکم 32

    یا خیلللللی علاقه داشتم از درخت برم بالا. یعنی توی باغ یکی از دایی هام که بودیم کلا بالای درخت بودم و منو به زور میاوردن پایین 16

    یه بار از یه چیزی شبیه تیرآهن که جای پا داشت و می شد ازش رفت بالا هم رفتم بالا. از درختا بلندتر بود! ولی همه خیلی دعوام کردن! 2

    زیباکده

    سما جون منم یه بار با داداشم که خیلی خیلی ازم بزرگتر بود دعوام شد و بلند شدکه منو بزنه  من بدو از یه درختی که تو حیاطمون بود و مثله تیر برق بود رفتم بالا اون بالای بالاش چندتا شاخه داشت طفلی داداشم هرکار کرد نتونست از درخت بیاد بالا (اصلا جای پا نداشت )منم اونقدر اونجا موندم تا از بابام امان نامه گرفتم که کسی منو دعوا نکنه اومدم پایین 10

  • leftPublish
  • برای شرکت در مباحث تبادل نظر باید ابتدا در سایت  ثبت نام  کرده، سپس نام کاربری و کلمه عبور خود را وارد نمایید؛    (Log In) کنید.
موضوع قبل
زیربخش
موضوع بعد
آخرین پست های این تالار
آخرین پست های این بخش
تبلیغات
 
تمامی حقوق مادی و معنوی سایت محفوظ و متعلق به سايت زیباکده بوده و استفاده از مطالب با ذکر و درج لینک منبع بلامانع است.
© Copyright 2026 - zibakade.com
طراحی و تولید : بازارسازان