اشخاص:
باراد مارگون: شاه پیشین ریورزلند، پدر شاردِل
شاردِل مارگون: ملکه کنونی ریورزلند
اِتان مارگون: پسر ملکه
مادونا مارگون: خواهر کوچک تر ملکه
موناگ فابرِگام : مشاور برکنار شده ملکه، دوست و مشاور شاه پیشین
کیموتو تِکُمو-(سیمون تِکمو): مردی از قاره کهن و سرزمین باسمُن که در گذشته فرمانده نیروی دریایی باسمُن بود و اکنون مشاور اعظم و مورد اعتماد ملکه و فرمانده کل نیروی دریایی ریورزلند است.
لابِر مارگون: فرمانده سواره نظام ریورزلند، پسرعموی پدر شاردل، پدر فرزند ملکه
فابیوز ریتارد: فرمانده پیاده نظام ریورزلند و همسر میزی نیکنتون
مِیزی نیکِنتون فرمانده سواره نظام سبک، دست راست لابِر و همسر فابیوز و دوست دوران کودکی شاردِل
گلوری سادُن : مشاور تحت آموزش توسط کیموتو(سیمون) و همسر سیمون
تِکاما: پادشاه خونریز و مستبد باسمن
تایوِن فابرِگام برادر موناگ : عضو شورای فرماندهی امپراطوری ریورزلند
تئودور ریتارد- پدر فابیوز : عضو شورای فرماندهی امپراطوری ریورزلند
مایکل نیکنتون- پدر مِیزی : عضو شورای فرماندهی امپراطوری ریورزلند
جورجیو سادُن عموی گلوری : خزانه دار دربار
عموی کوچک شاه باراد و پدر لابر: فرمانده کل نیروی دریایی در زمان شاه باراد
لرد کلوین: یکی از مشاوران مالی ملکه
آمون گوتوارد: پزشک دربار
ماما مرتا: دایه مادونا و شاردل
ادوارد و اندرو بیربون: یتیم های 10 و 6 ساله لرد بیربون
بنجامین: محافظ شخصی مادونا
--------------------
جادو
--------------------
جمله معرف امپراطوری
یه مارگون همیشه سر عهدش میمونه حتی اگه کسی که باهاش عهد کرده دیگه زنده نباشه...
--------------------
مکان ها
باراد لند: نام پایتخت ریورزلند پس از فرمانروایی ملکه
کاخِ نیزان: کاخ ملکه در پایتخت
بِرَن: نام شهر کوچک مرزی ریورزلند که به اشغال اکسیوس ها در آمده و مردم شهر و روستاهایش مورد یورش و تجاوز دشمن قرار گرفته اند.
تنگه لامونی : تنگه ای در خاک ریورزلند ،در جنوب ماستران که از سمتی با کوه آنوپولیا-هم مرز با دزرت لند- و از سمت دیگه با باتلاق لامونی احاطه شده است
آراز: بندرگاه هم مرز با دریاچه قو و بندر لیتور در سیلور پاین
باسمُن: نام سرزمینی در قاره کهن که فرمانروایی خونریز و مستبد دارد
-----------------------
وقایع
حمله ریورزلند به دزرت لند با ارتش 50 هزار نفری
وقتی لشکر ریورزلند با قطع ارتباط با نیروهای تدارکی توسط اکسیموس ها مواجه شد ، شاردل با برکنار کردن موناگ و انتخاب کیموتو به سمت مشاور اعظم به سمت دریاچه قو عقب نشینی کرد. همچنین سپاه بزرگی را از باراد کینگدِم به سمت قسمتهایی از سرزمین که تحت اشغال اکسیموس ها قرار گرفته بود گسیل داشت. نیروی دریایی هم آماده حمله به نیروی دریایی اکسیموس شد.
نبرد تنگه لامونی : عده ای از لشکریان اکسیموس در اطراف تنگه مستقر شده بودند تا پل ارتباطی باشند بین سرزمین خود و دو سرزمین هم مرز با تنگه ،عرض تنگه به قدری باریک بود که تنها یک ارابه می توانست از آن بگذرد. ز آنجا که جنگ در تنگه برپا بود لشکر ریورزلند نمی توانست از کثرت خود سود ببرد. آنها با بالا رفتن از کوه آنوپولیا لشکر اکسیموس را دور زدند و آنها را به سمت دریاچه قو عقب راندند ولی در این هنگام پیکی برای دعوت به جلسه صلح رسید و جنگ ادامه نیافت.برگ برنده سپاه ریورزلند در نبرد تنگه لامونی نیزه های بلندترشان نسبت به اکسیموس ها بود.
پس از عقب نشینی لشکر اکسیموس به سمت دریاچه، تِکومو برای شرکت در جلسه مذاکره صلح به سیلورپاین رفت. شاردل به همراه سپاه بزرگش به پایتخت بازگشت.
مفاد عهدنامه لیتور مورد توافق هرچهار اقلیم صورت گرفت : -مفاد مرتبط با ریورزلند-
ریورزلند متعهد شد دشمن سیلورپاین را همچون دشمن خود بپندارد و در صورت بروز جنگ ارتش خود را برای یاری رساندن به سیلورپاین گسیل دارد. ریورزلند متعهد شد خسارات وارده به ماستران را پرداخت نماید. حق تجارت انحصاری ریورزلند از اسکله لیتور برای مدت 4 سال با دزرتلند به شراکت گذاشته شد. به ازای آن سیلورپاین به مدت 3 سال بستن راه آبی روی باسمن را تضمین کرد. دزرت لند دو سال قطع همکاری با باسمن را تضمین کرد.
پس از بازگشت کیموتو از لیتور ، ملکه به او گفت که جانشین خود را باردار است و می خواهد او را در خفا به دنیا آورد.
ملکه از پایتخت خارج شد و تمامی امور مملکت را به کیموتو دشمن دیروز خود سپرد. در اولین روزهای بهار فرزند شاردل، اولین فریاد خود را سر داد و صدایش در عمارت خالی بیربون ها طنین انداز شد. ملکه او را اتان نام گذاری کرد. ملکه هنگامیکه اتان چهار ماهه شد به پایتخت بازگشت در حالیکه ریورزلند از لحاظ جنگی و دفاعی بسیار آماده تر بود و دژهای عظیمی در شهرهای مرزی بنا شده و دور پایتخت خندقی کنده شده بود. گلوری و کیموتو با یکدیگر ازدواج کردند. اتان تا یک سالگی توسط ندیمه های ملکه بزرگ شد و سپس به فرزندی گلوری و سیمون که نامی بود که ملکه به کیموتو هدیه داده بود در آمد.