فرک (Ferak) :
بهزاد اگه تیتروار بگی چه توافقاتی لازمه ممنون میشم که من بتونم برای اقلیم ریورزلند برنامه ریزی کنم.
متاسفانه من خیلی سرم شلوغ بوده این مدت و اصلا ایده ای رو برای ادامه داستانم آماده نکردم اگر محدودیت ها رو بدونم توی فرصتی که باقی مونده میتونم یه طرح اولیه آماده کنم.
از وقتی که میذاری ممنونم


تیتروارش میشه یکی اینکه بگیم تو این 5 سال مثلا چیا شده، این جنگ سرد به کجاها رسیده.
هر کسی مثلا در مورد اقلیم خودش یه سری اتفاقات کلی رو بگه که بقیه بدونن خلافش ننویسن(نه اینکه اینجا بنویسیم توی داستان بیخیالش بشیم، فقط اینجا به اطلاع هم برسونیم اما داستان رو طبق روال مینویسیم)
مثلا برای اقلیم خودم، مهمترین اتفاق میشه همون تغییر نقشه با کولینزها، یا مثلا جایگاه پسر شاه توی این 5 سال، کلیت جنگ سرد و پیشرفت ها و درگیری ها و سفیرها چه کردن، ازدواج ها یا بچه های به دنیا اومده و اینا رو بدونیم که اشتباه ننویسیم.
حالا طرح های آینده رو منم خیلی فکر نکردم، میتونیم ببینیم اصلا فصل از کجا شروع میشه و میخواد کلا به کجا بره که منسجم تر بنویسیم حتی الامکان، نمیخوام با حرفهام یه توقعاتی ایجاد کنم که مثلا کسی بیشتر زده بشه تا بخواد انگیزه پیدا کنه. خیلی توافقات کلی که بهمون بیشتر خوش بگذره. 